تمام شب تو را دیدم که همچون ماه میتابی
من از فکر تو بیدارم تو با فکر که میخوابی؟
سُهاد ؛
--
در تمام سال های رفته بر ما، روزگار
شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها
گل فروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت..
سُهاد ؛
--
نمانیم که این بوم ویران کنند
همی غارت از شهر ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
-فردوسی