کم دانستن و پر گفتن درست مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است.
#ناپلئون_بناپارت
@sokhan_iw
رفتن به کلیسا از شما مسیحی نمیسازد و با رفتن به مسجد مسلمان نمیشوید همانطور که هیچ کس با ایستادن در پارکینگ خانهاش تبدیل به اتومبیل نمیشود.
#النور گری🌹
@sokhan_iw
عارفی 40 شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند
تمام روزها روزه بود.
در حال اعتکاف.
از خلق الله بریده بود.
صبح به صیام و شب به قیام.
زاری و تضرع به درگاه او
شب 36 ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت 6 بعد از ظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را ز یارت خواهی کرد
عارف از ساعت 5 در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان می گشت...
میگوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد، قصد فروش آنرا داشت...
به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: 4 ریال و 20 شاهی
پیرزن می گفت: نمیشه 6ریال بخرید؟
مسگران می گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند.
بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود. مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به 6 ریال می فروشم، خرید دارید؟
مسگر پرسید چرا به 6 ریال؟؟؟
پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن 6 ریال می شود!
مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی،
امّا اگر اصرار داری من آنرا به 25 ریال می خرم!!!
پیر زن گفت: مرا مسخره می کنی؟!!!
مسگر گفت: ابدا"
دیگ را گرفت و 25 ریال در دست پیرزن گذاشت!!!
پیرزن که شدیدا متعجب شده بود؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.
من که ناظر ماجرا بودم
و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از 4 ریال و 20 شاهی ندادند
آنگاه تو به 25 ریال می خری؟!!!
مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!!
من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد، من دیگ نخریدم...
از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که ندایی با صدای بلند گفت: با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!! دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد!
گر دست فتاده ای بگیری... مردی
@sokhan_iw
تواناییِ زندگی در لحظه اکنون و داشتن رضایت خاطر در لحظهی حال را بسیاری از مردم ندارند !
وقتی در حال خوردن سوپ هستید به دِسِر فکر نکنید ، وقتی در حال خواندن کتاب هستید دقت کنید ، ببینید افکار شما کجا هستند ...
هنگام مسافرت به جای اینکه فکر کنید هنگام برگشتن به خانه چه کارهایی باید انجام شود ، در همان مسافرت باشید .
اجازه ندهید لحظه اکنون که غیر قابل وصف است از دست برود ؛ همه دارایی شما لحظه حال است !
- وین دایر
@sokhan_iw
بیشتر مردم زندگی نمیکنند ، فقط با هم مسابقه دو گذاشتهاند !
میخواهند به هدفی در افقِ دوردست برسند ولی در گرماگرمِ رفتن آنقدر نفسشان بند میآید و نفس نفس میزنند که چشمشان زیباییها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشمشان به خودشان میافتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیدهاند یا نرسیدهاند ...
👤 جین وبستر
📚 بابا لنگ دراز
@sokhan_iw
مهربونا تنها مشکلشون اینه که فکر میکنن، بقیه هم مثل خودشون مهربونن...
خسرو شکیبایی
@sokhan_iw
🍃🍂🍃🍂🍃
بسیاری از آدمها را دیدهام که میکوشند عقاید خود،
باورهای خود،
منش و روش خود را به رفیق و همراه و همسفر خود تحمیل کنند و زمانی که به تمامی از عهدهی این کار بزرگ برآمدند از این همسفر بیزار میشوند ، چرا که سایهی کمرنگ و بیخاصیت خود را همسفر خود میبینند ...
@sokhan_iw
پرواز را یاد بگیر؛
نه برای اینکه از زمین جدا باشی٬
برای آنکه به فاصله زمین تا آسمان گستردهشوی.
@sokhan_iw
تنها زمانی که مشکلات بزرگ باشند،
فرصت رشد برای ما ایجاد می شود.
@sokhan_iw
🌷🌷🌷
مونتنى در مورد دو نوع جهل صحبت مي كند: جهل عاميانه كه پيش از تحصيل دانش وجود دارد و جهل عالمانه كه بعد از كسب دانش گريبانگير انسان مى شود. اولى مربوط به كسانى است كه اصلا بى سوادند و كتاب نمى خوانند دومى جهل كسانى است كه كتاب هاى فراوانى را بد خوانده اند .
اينها به قول الكساندر پوپ "آدمهاى بى هوش و فاقد بينشى هستند كه مغزهاى آنها از كتابهايى كه بدخوانده اند انباشته شده است "
مارتيمرجى،آدلر چارلزون
@sokhan_iw
به خاطر داشته باشید که هر چیز گفتنی است، به شرط اینکه واژه های ساده، بی کنایه و ظریف را انتخاب کنیم و لحنی آرام و مثبت برگزینیم.
هیچ کس در دنیا نباید در شما این حس را بر انگیزد که از صحبت کردن با او می هراسید.
با در نظر گرفتن تمامی باریک بینی های لازم، قاطعانه و جسورانه صحبت کنید؛ چندی نخواهد گذشت که با حساسیت و شکنندگی زندگی امروزتان، رویین تن خواهید شد.
#پل_ژاگو
📚آموزش گفتار
@sokhan_iw