eitaa logo
۬ ި۬ܣܝ‌ߊ‌ܨ حܢܚیܔ
84 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.5هزار ویدیو
1 فایل
بِسمِ‌رَب‌ِّالشُھَداوالصِدیقین « وَأَمِنَ مَنْ لَجَأَإِلَيْكُم » هرکه به شماپناه آورداَمان یافت،#ابـٰاعبداللّٰہ❤️‍🩹 نَحنُ الجُنودُمَعَسگَرِالحُسَین🙂 ماسربازان پادگان حسینیم:))♡ مطالب مذهبی و روزمرگی های ۴تاسرباز😊🌹 سوالی بود درخدمتم: @soldierFatemiy
مشاهده در ایتا
دانلود
《بِسمِ‌رَب‌ِّالشُھَداوالصِدیقین》
کسایی که میجنگن، زخمی هم میشن .... دیروز  با گلوله ،امروز با حرف ...💔! شهدا وقتی تیر می خوردن میگفتن فدا سر مهدی فاطمه :) این تصور منه ...🚶‍♂ تویی که داری برای امام زمانت کار میکنی شب و روز ..! وقتی مردم با حرفاشون بهت زخم زدن ، تو دلت با خودت بگو .. "فدا سر مهدی فاطمه ..❤️" آقا خودش بلده زخمتو درمان کنه ..!🌱 | @soldierunknown
🎗 هروقت کسے خواست پیشت غیبت کنه🗣🚫 بهش بگو یه لحظه واستا☝️🏼💕 بعد برو گوشیتو بیار📱🍂 ضبط صوتتو روشن کن؛ بعد بگو حالا غیبت کن...!🤭 اگه گفت چیکار میکنی...؟!🤔 بگو...🙂 خب خدا داره ضبط میکنه...😔💔 منم ضبط میکنم...😌 بعداز ترس اینکه پخش نشه مطمئن باش دیگه ادامه نمیده🤫🤭 حالا اونجا بهش بگو🗣 تو بخاطر اینکه دیدے من دارم ضبط میکنم حرفتو نزدی ولی... خداکه داره ضبط میکنه برات مهم نیست...😔🌱 اینجا.گنـاه.ممــنوع | @soldierunknown
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آقازاده تر از، ⁉️ بشیم جوونهایی ←⁩مثل جهاد ←⁩مثل بابک نوری ←⁩مثل مجید قربانخانی⁦ ←مثل احمد مشلب و........ عاقبتتون ختم به شهادت ان شاالله❣ @soldierunknown
شهید سید حسن نصرالله، مردی که تا آخرین نفس بر عهد خود ایستاد. بیایید در مراسم وداع با او، راهش را ادامه دهیم. 🕰 یکشنبه ۵ اسفندماه، بعد از نماز مغرب و عشاء 📍 مصلای امام خمینی (ره) | @soldierunknown
در روز وداع با شهید سید حسن نصرالله، همگی با حضور خود نشان خواهیم داد که هرگز از آرمان‌های آزادی و مقاومت کوتاه نخواهیم آمد. 🕰 یکشنبه ۵ اسفندماه، بعد از نماز مغرب و عشاء 📍 مصلای امام خمینی (ره) | @soldierunknown
بفرمایید هرڪی یڪی بردارھ😁 فقط!!! دست به اون سہ‌ ٺا‌؎ِ بالا‌ نزنید ماݪ منن😂 | @soldierunknown
۬ ި۬ܣܝ‌ߊ‌ܨ حܢܚیܔ
بفرمایید هرڪی یڪی بردارھ😁 فقط!!! دست به اون سہ‌ ٺا‌؎ِ بالا‌ نزنید ماݪ منن😂 | @soldierunknown
میدونین این عکس و دیدم یاد یه بنده خدایی افتادم . چند وقت پیش تازه از آموزشی اومده بود آموزشی جای دوری هم افتاده بود خلاصه که این بنده ی خدا از بچگی عشق تنفگ بود محال ممکن بود این و یه روز بدون کِلاش ببینی چند بار هم که چند نفر حتی از بالا دستیا میخواستن واسه چند دقیقه اسلحه و از دستش بگیرن نمی‌داد خلاصه با اسلحه همه جا میرفت حتی شبا میزاشت بغلش می‌خوابید. خیلیا مسخرش میکردن میگفتن واسه اینه که جلب توجه کنه واسه دخترا و اینا کلی اذیتش میکردن.‌‌.. این یه خاطره بود و اون آدم خاطره شد...
هیچ میدانی تن زیر خاک برود یعنی چه؟ ( : | @soldierunknown
۬ ި۬ܣܝ‌ߊ‌ܨ حܢܚیܔ
سلام بر ابراهیم 🌱 #پارت۲۰۱ مجتبي ادامه داد: همين طوركه با ابراهيم حرف ميزدم يك گردان از لشکر عاشور
سلام بر ابراهیم🌱 《كانال كميل》 علي نصراهلل يكي از مســئولين اطالعات را ديدم و پرسيدم: يعني چي گردانها محاصره شدند؟ عراق كه جلو نيامده، بچهها هم توي كانال دوم و سوم هستند.فرمانده گفت: كانال سومي كه ما در شناسائي ديده بوديم، با اين كانال فرق داره. اين كانال و چند كانال فرعي را عراق ظرف همين دو سه روز درست كرده. اين كانالها درست به موازات خط مرزي ساخته شده، ولي كوچكتر و پر از موانع. بعــد ادامه داد: گردانهاي خطشــكن، براي اينكه زير آتش نباشــند رفتند داخل كانال. با روشــن شــدن هوا تانكهاي عراقي جلــو آمدند و دو طرف كانال را بستند. دشمن هم كانالها را زير آتش گرفته.بعد كمي مكث كرد و گفت: عراق شــانزده نوع مانع ســر راه بچهها چيده بود، عمق موانع هم نزديك به چهار كيلومتر بوده! منافقين هم تمام اطالعات اين عمليات را به عراقيها داده بودند! خيلي حالم گرفته شد. با بغض گفتم: حاال چه بايد كرد!؟ گفت: اگــر بچه ها مقاومت كنند مرحله دوم عمليــات را انجام ميدهيم و آنها را ميآوريم عقب. در همين حين بيسيمچي مقر گفت: يك خبر از گردانهاي محاصره شده! همه ساكت شدند. بيسيمچي گفت: ميگه »برادر ثابتنيا با برادر افشردي دست داد! اين خبر كوتاه يعني فرمانده گردان كميل به شهادت رسيده.
سلام بر ابراهیم 🌱 عصــر همان روزخبر رســيد حاج حســيني، معاون گــردان كميل هم به شــهادت رسيده و بنكدار، ديگر معاون گردان به سختي مجروح است. همه بچهها در قرارگاه ناراحت بودند. حال عجيبي در آنجا حاكم بود. * بيستم بهمن ماه، بچهها آماده حمله مجدد به منطقه فكه شدند. يكي از رفقا را ديدم. از قرارگاه ميآمد. پرسيدم: چه خبر؟ گفت: االن بيســيمچي گردان كميل تماس گرفت. با حاج همت صحبت كرد وگفت: شارژ بيسيم داره تموم ميشه، خيلي از بچهها شهيد شدند، براي ما دعاكنيد. به امام سالم برسونيد و بگيد ما تا آخرين لحظه مقاومت ميكنيم.با دلي شكسته و ناراحت گفتم: وظيفه ما چيه، بايد چه كار كنيم؟ گفت: توكل به خدا، برو آماده شو. امشب مرحله بعدي عمليات آغاز ميشه.غروب بود. بچههاي توپخانه ارتش با دقت تمام، خاكريزهاي دشمن را زير آتش گرفتند.گردان حنظله و چند گردان ديگر حركتشان را آغاز كردند. آنها تا نزديكي كانــال كميل پيش رفتند. حتی با عبور از موانع به کانال ســوم هم رســيدند، اما به علت حجم آتش دشــمن، فقط تعداد كمي از بچههاي محاصره شــده توانستند در تاريكي شب از كانال خارج شوند و خودشان را به عقب برسانند. اين حمله هم ناموفق بود، تا قبل از صبح به خاكريز خودمان برگشــتيم. اما بيشتر نيروهاي گردان حنظله در همان کانالهاي مرزي ماندند. در اين حمله و با آتش خوب بچه ها، بسياري از ادوات زرهي دشمن منهدم شد. * 21 بهمن 1361 بود. هنوز صداي تيراندازي و شليكهاي پراكنده از داخل كانال شنيده ميشد.به خاطر همين، مشخص بود كه بچههاي داخل كانال هنوز مقاومت ميكنند.