" خوف وجوع ونقص اموال وبدن
جمله بهرِ نقد جان ظاهر شدن "
#مثنوی_مولانا
https://eitaa.com/solookemolana
📘ترس و گرسنگی و خسارت هایی که بر
مال انسانها وارد می شود و یابیماری ها
و آسیب هایی که به جسم می خورد,
همه برای آزمودن گوهر وجودی اوست...
آخر آدم زادهای ای ناخلف
چند پنداری تو پستی را شرف؟
#مثنوی_مولانا
https://eitaa.com/solookemolana
📘مولانا می گوید تو آدم زاده هستی و از فرزندان حضرت آدمی و جایگاه ویژه داری؛
سطح خودت را پایین نیاور و دچار پستی نشو
پستی چیست؟
تمام تفکراتی که ما با تردید و ضعف و ناامیدی و احساسهای منفی در وجودمان گذر می دهیم، پستی آفرین هستند و تبدیل به نوعی ماده پست می شوند.
علت اینکه زندگیهای ما دچار مشکل و خیال هست این است که ما از روح فاصله گرفتیم و به اطلاعات فیزیکی چسبیدیم؛
که تمام اینها ما را به پستی و به قول جناب مولانا ما را به اسفلی می کشاند.
در قرآن هم از عبارت اسفل السافلین استفاده شده که یک جایگاه پست و بسیار سطح پایین است!
" او چو بیند خلق را سرمست خویش
از تکبر میرود از دست خویش
او نداند که هزاران را چو او
دیو افکندست اندر آب جو "
#مثنوی_مولانا
https://eitaa.com/solookemolana
📘آدمی چون خوشامدگویی و ابراز ارادت ظاهری دیگران را ببیند , مغرور میشود و خود را گم میکند . اما نمیداند که شیطان هزاران چو او را به فنا داده است ...
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای گزیننده اله
#مثنوی_مولانا دفتردوم
https://eitaa.com/solookemolana
📘حضرت موسی(ع) در راهی که می رفت چوپانی را دید که با خداوند مناجات می کرد و گفت: ای خدا تو کجایی تا نوکر تو باشم، کفش کهنه ات را بدوزم، سرت را شانه کنم و لباست را بشویم. موسی(ع) ایستاد و به حرف های چوپان گوش کرد و بعد به او گفت: با چه کسی حرف می زدی؟ چوپان گفت: با آن کسی که ما را آفرید و آسمان و زمین را خلق کرد. موسی گفت: ای مرد! این چه حرف های بیهوده ای بود که به زبان آوردی؟ اگر دهانت را نبندی، آتشی می آید و تمام مردم را می سوزاند. چوپان وقتی این حرف ها را شنید، فریاد زد و سر به بیابان گذاشت و رفت. وحی بر موسی(ع) نازل شد که ای موسی! برای این پیامبری که ما را به مردم برسانی، نه اینکه آن ها را از ما جدا کنی. ای موسی ما زبان و کلماتی که از دهان بیرون می آید، نمی بینیم، بلکه به باطن و درون آن ها نگاه می کنیم. وقتی موسی(ع) ندای خداوند را شنید، بلند شد و در بیابان به دنبال چوپان دوید. او را پیدا کرد و گفت: ای مرد ندایی از طرف خداوند به من رسید. از این به بعد هرطور می خواهی با خدا حرف بزن. چوپان گفت: من دیگر آن چوپانی که دیدی نیستم، من از آسمان گذشته ام و صد هزار سال از آن عبور کرده ام و با بال های شور و عشق الهی که دارم، به پرواز در آمده ام.
بر سَر هر ریش جمع آمد مگس
تا نبیند قبح ریش خویش کس
آن مگس اندیشه ها وان مالِ تو
ریش تو آن ظلمتِ احوال تو
#مثنوی_مولانا دفتر اول
https://eitaa.com/solookemolana
📘
هر جا که در بدن کسی زخمی ایجاد شود مگس هایی بر آن جمع شده و مانع از دیده شدن زخم می شوند و هر صفت ناپسندی که در وجود آدمیان ریشه دواند به تبع آن افرادی دور و بر فرد جمع می شوند که حکم آن مگس های دور عفونت زخم را دارند و نیز مال و موقعیت های اجتماعی کاذب مگس هایی هستند که باعث می شوند فرد از تعفن درونی خویش غافل بماند.
🌱🍃🌱🍃🌱🍃
ذات ایمان نعمت و لوتی است هول
ای قناعت کرده از ایمان به قول
#مثنوی_مولانا دفترپنجم
https://eitaa.com/solookemolana
📘ای کسانی که از ایمان تنها به قول بسنده کرده اید کاش حقیقت ایمان را درک می کردید.
ایمان بزرگترین نعمت است.ایمان آرامش و اطمینان و راحتی و رحمت است ایمان تنها انجام عبادات عادتی نیست.
عبادت قلبی دارد و قالبی.به قالب چسپیده ایم و قلب ایمان را درک نکرده ایم.
دریغ بر ما که تنها قشر دین را ابزاری برای نیل به امیال خود قرار داده ایم و اینگونه دین را بدنام و خود را بد سرانجام می کنیم.
یک جفا از خویش و از یار و تبار
در گرانی هست چون سیصد هزار
#مثنوی_مولانا دفتر سوم
https://eitaa.com/solookemolana
کانال سلوک مولانا
📘
تحمل حرف و رفتار ناخوشایند سخت است اما اگر این رفتار و کلام نامطلوب از کسی سر بزند که انتظارش را نداشته باشی،سختی و دشواریش چند برابر می شود.این روزها بسیار می بینیم که نزدیکان و اقارب چنان از هم آزرده اند که گویی اصلا سابقه پیوند و خویشاوندی میانشان نبوده است.کینه و کدورت وقتی بین نزدیکان ریشه دوانید به سختی زدوده می شود چرا که انتظار جفا را ندارند.مواظب رفتار و گفتارمان در برخورد با همگان و خصوصا دوستان و خویشاوندان باشیم.
آفرینها بر تو بادا ای خدا
ناگهان کردی مرا از غم جدا
#مثنوی_مولانا دفترپنجم
📘https://eitaa.com/solookemolana
کانال سلوک مولانا
بسیار پیش می آید که در اوج گرفتگی روحی و نگرانی و دل مشغولی،ناگهان دریچه ای به سوی شادمانی و آرامش روحی گشوده می شود؛عارف عاشق در این لحظات لطف حق را می بیند و می داند که غم و شادی هر دو از این منشا هستند و آن کسی که غم را چیره کرده است در یک لحظه آن را از بین می برد و این البته غم های منفی و دنیایی هستند که رفتنشان چنین وجد و حالی می آورد و گرنه دوستان حقیقی از غم دوست نیز خرسند و شادمانند.
تا تو تاریک و ملول و تیره ای
دان که با دیو لعین همشیره ای
#مثنوی_مولانا
https://eitaa.com/solookemolana
کانال سلوک مولانا
📘تا وقتی که تو فکر و قلبت را از افکار و احساس منفی پر می کنی بدان که همنشین شیطان هستی. انسان با ورود به فضای منفی و با اندیشه های مخرب, درواقع دروازه های وجود خود را برای ورود شیطان باز می کند و شیطان چیزی نیست به غیر از همان اندیشه ها و احساسات پلید و مخرب.
درسی در محضر حضرت مولانا:
طفل را گر نان دهى بر جاى شیر
طفل مسکین را از آن نان مرده گیر
چون که دندانها بر آرد بعد از آن
هم به خود، گردد دلش جویاى نان
مرغ پر نارسته چون پرّان شود
لقمهْ هر گربه درّان شود
چون برآرد پر، بپرّد او به خود
بیتکلّف، بی صفیر نیک و بد
#مثنوی_مولانا دفتراول
https://eitaa.com/solookemolana
کانال سلوک مولانا
📘در این ابیات که با دو مثال ملموس و زیبا آراسته شده اند مولانا یک اصل کلی و ارزشمند را یاد آوری می کند:
پختگی و کمال شرط لازم برای پذیرفتن هر مسئولیت و گام نهادن در هر راهی است.
اگر کسی چه در عرفان و چه در مسایل اجتماعی و دینی و سیاسی در رشته و شغل مورد تصدی به مرحله پختگی و قوام نرسیده باشد هم خود را آسیب می رساند و هم دیگران را.و اگر کمال پذیرفت و به بلوغ و پختگی و قابلیت رسید دیگر واسطه نمی خواهد.
در مبحث عرفانی چنین است که شیخ نا کامل و طی مراحل ننموده چگونه می تواند مقتدای خلق باشد؟
درست مانند طفلی دندان در نیاورده که از خوردن نان هلاک می شود و مرغ پر در نیاورده که پرواز عامل مرگش می شود.
"چون جدا گردد ز جو داند عنود
کاندر او آن آبِ خوش از جوی بود
#مثنوی_مولانا دفترپنجم
https://eitaa.com/solookemolana
کانال سلوک مولانا
📘 آنکه نعمت را قدر نداند, چون فرصت
بگذرد بداند. همانند آنکه از آب گوارایِ
درون جوی جدا شود و آنگاه متوجه
شود.
هین فسونِ گرم دارد گَندهپیر
کرده شاهان را دَمِ گرمش اسیر
#مثنوی_مولانا دفتر چهارم
💢💢💢💢💢💢
@solookemolana
🍃 کانال سلوک مولانا
📘بههوش باش که این پیرزنِ گندیدهٔ دنیا افسونی گرم دارد که انسان را مجذوب خود میکند. او با دَمِ گرم و گیرای خود، شاهان یا انسانهایی را که ذاتاً از جنس زندگی هستند اسیر کرده و همانیدگیهای مختلف را به مرکزشان آوردهاست، بهطوریکه آنها از جنس جسم شدهاند.