eitaa logo
دانلود
اونشب اون حسا.. اونشب شب خیلی سختی بود،شبی که با وجود تموم سختیاش صبح شد، بعد دیدن رفتارش بخودم اومدم،لعنتی باز نتونستی همرو راضی کنی باز تنهات گذاشتن با اینکه تو فقط میخواستی همرو خوشحال ببینی لعنتی تنها پست و پناهت رفت.. حسای مختلفی به سمتم هجوم آوورد؛ ترس خشم استرس ناکافی بودن و بیشتر از همه غمگین بودن تا خرخره گلومو بغض گرفته بود؛اما نمی‌تونستم گریه کنم کسیم نبود که بیاد پیشم و بغلم کنه اونم رفته بود؛ از ته دل نیاز داشتم که تو بغل یکی قایم شمو تا صبح گریه کنم اما کسی نبود؛ اونوقت بود که فهمیدم واقعا تنها شدم و همه اون دوست دارما و عاشقتما تموم اون قربون صدقه ها و نگاه یروزی به اشک تبدیل میشه و بازهم قربانی این بازی من بودم؛من :۴۹