اونشب اون حسا..
اونشب شب خیلی سختی بود،شبی که با وجود تموم سختیاش صبح شد،
بعد دیدن رفتارش بخودم اومدم،لعنتی باز نتونستی همرو راضی کنی باز تنهات گذاشتن با اینکه تو فقط میخواستی همرو خوشحال ببینی
لعنتی تنها پست و پناهت رفت..
حسای مختلفی به سمتم هجوم آوورد؛
ترس
خشم
استرس
ناکافی بودن
و بیشتر از همه غمگین بودن
تا خرخره گلومو بغض گرفته بود؛اما نمیتونستم گریه کنم
کسیم نبود که بیاد پیشم و بغلم کنه اونم رفته بود؛
از ته دل نیاز داشتم که تو بغل یکی قایم شمو تا صبح گریه کنم اما کسی نبود؛
اونوقت بود که فهمیدم واقعا تنها شدم و همه اون دوست دارما و عاشقتما تموم اون قربون صدقه ها و نگاه یروزی به اشک تبدیل میشه
و بازهم قربانی این بازی من بودم؛من
#دلنوشته۱:۴۹
285.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیاین ناشناس مشترک منو نیایش و ستیی✨
ایگ نکنین😔💔
ناشناس
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ikpmwd&btn=Heaven
ما؟
https://eitaa.com/some_one1
نام نام شلام میبینم یکی دیگه به ناشناستون اضافه شد چند سالته شما
ـــــــــ
من: سلام سلام چطوری بچه
ستیو میگین؟
🦋🦋🦋🦋🦋🦋
ستی:درود آره سنم ومیخوای چیکار؟
🦋🦋🦋🦋🦋🦋
نیایش:دلام سلامتی:کمردرد،دلدرد،معده درد،پهلودرد،سردرد،دندون درد... 🙂تو چطوری؟
کیو میگی بچه؟
آنشام هست؟
ـــــــــــ
من: نه متاسفانه🙂💔
🦋🦋🦋🦋🦋🦋
ستی:نه نیشت
🦋🦋🦋🦋🦋🦋
نیایش:فک کنم نیس