میگفت ، خدا به حضرت آدم یه گوی نشون داد ، گفت اینو بنداز پشت ِ این کوه
حضرت آدم رفت بالای کوه که گوی رو بندازه ته ِ دره دید دره پر از گوی هایی هست که افتادن و کسی کار به کارشون نداره ....
چجوری به انسان میتونه به این حد از بیشرفی و بی احساسی برسه که با یه مداح، با یه آدم اینطوری رفتار کنه برای اثبات حقانیت خودش داستان های هالیوودی تحویلت بده؟