شبا یه حس عجیب دارم…
انگار ذهنم هر شب یه پروندهی خاکخورده رو میکشه وسط،
ورق میزنه، مکث میکنه، چیزایی که نمیخوام ببینم رو هایلایت میکنه
و میگه: تا جواب این یکی رو ندی، چراغ خواب خاموش نمیشه!
شب تبدیل شده به بخشی از من؛
اون بخشی که هیچوقت به کسی نشون ندادم...
سودا🇮🇷.
شبی آرام و بدون تنش را برای خودم آرزومندم:)¹³⁸
شبی آرام و بدون تنش را برای خودم آرزومندم:)¹³⁹
گاهی ما به یه آدم امنی احتیاج داریم که فقط ما رو بشنوه. نه قضاوت، نه باید و نباید، نه راهکار. فقط بشنوه و عمیقاً بفهمه. بعدش بهمون کمک کنه بفهمیم حسهامون بد نیستن، و میتونیم اونا رو به واژه هم تبدیل کنیم و واضحتر ببینیم و خودمون تصمیم بگیریم.
مهمترین بخش آدم امن بودن، بودنه... اگر داریش بدون که خیلی خیلی خوشبختی.
سودا🇮🇷.
قبل اینکه شب بخیر بگیم ، میخواستم یچیزی بهتون بگم.
خب میخواستم زودتر از اینا بگم نمیشد
قصد دارم که مثل هر سال چلهٔ زیارت عاشورا بگیرم.
منتها امسال با شما✨.
حالا به چه نیتی ؟
به نیت زیارت اباعبدالله در اربعین🥲.
من هرسال از این چله جواب گرفتم و خداروشکر عازم سفر کربلا بودم.
انشالله امسالم هم ابا عبدالله خودشون نگاهی به قلبامون میندازن و همه مون رو باهم میطلبن:))).
انشالله از همین امروز شروع میکنیم تا بعد از اربعین ، هر روز زیارت عاشورا رو باهم میخونیم.
و من از امروز تا روز چهلم، هر روز ، روز شمار میزارم برای یادآوری.