«ما که هستیم؟ چه هستیم؟ کجا میرویم؟
از ما جز نامی، بر جادههای فراموشی نمانده است.
حیرتزدهام که چرا اینهمه درگیرِ خاطرهایم،
وقتی که «بودن»، خود بزرگترینِ ناپایداری است…
بیدل، دلی که در غمِ دنیا تپیده است،
جز گرد و غبار، چیزی از خود به یادگار نمیبرد.»
احساسات مثل پیانو میمونه
با هر ضربه ای که به کلاویه پیانو میزنی یه احساس رو بروز میدی
بسته به توعه که احساساتتو تبدیل به نوتای گوشنواز کنی یا تبدیل به الودگی صوتی
سودا🇮🇷.
شبی آرام و بدون تنش برای خودم آرزومندم¹⁷²
شبی آرام و بدون تنش برای خودم آرزومندم¹⁷³
در این کوچه، باد میآید،
و من، چقدر تنها ماندهام با سایههایی که نامشان را نمیدانم…
شاید حافظه، تنها قصهی دروغینی است که برایِ زنده ماندن، برای خودمان ساختهایم.!
_سهراب سپهری