دلم میخواد بارون بباره و من هم همراهش ببارم.
از یه طرف خستم،
از یه طرف قلبم و روحم دوست دارن که جسم خستم زندگی کنه، عشق بورزه و شاد باشه...
درسته که میگن "صبر کن درست میشه"
اما به قولِ جناب ابتهاج :
«خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم
افشردن جان است ... !»
سودا🇮🇷.
ــــــ
شیرینتر از این چیست که با قندِ لب دوست
دور از غم و اندوه جهان چای بنوشی....
سودا🇮🇷.
به پایان آمد این رویا، جهانم در غمت باقیست…²
به پایان آمد این رویا،
جهانم در غمت باقیست…³
گاهی اوقات گریه نمیکنی؛
اما سنگینی غمی که در سکوتت، پشت پلک هایت، نگاهت و نفس هایت نهفته
کمتر از اشک هایی که باید بریزی نیست.