سودا🇮🇷.
دست مرا بگیر و بچرخان به دور خود خورشید من ،مدار برایم درست کن...
درونِ مرز دستانت بگیر آغوش و حبسم کن ؛بزن تیر خلاصی، در میان استخوانم باش .
نمیدونم متوجه میشید چی میگم یا نه؛
ولی بعضی وقتا شما از یه موضوعی ناراحت میشید ولی در واقع منطقی نیست ناراحت بشید ولی حق دارید که ناراحت بشید.
قم نفس میکشد از عطرِ حضورِ تو
تو پناهِ دل های خسته ای ، ك نامت را با اشك و امید بر لب میآورند ( :