میترسم از اینکه بخوابم
و قلبم نتونه این حجم از درد و فشار رو تحمل کنه و توی خواب بایسته.
متأسفانه من حساس تر از
چیزی هستم که به نظر میآید.
پس اگر فکر کردی که ناراحت نشدم، شدم.
فقط سکوت کردم تا از درگیری و دردسر دوری کنم.
هرچیزی یه گلدن تایمی داره
مثلا شما نمیتونی یک ماه بعد از تولدم بهم تبریک بگی و من خوشحال بشم، یا یک هفته بعد از شبی که آسیب دیدم حالم رو بپرسی و من باور کنم اهمیت دارم، یا بری دورهاتو بزنی و خستگیهات رو در کنی بعد ازم عذرخواهی کنی و من ببخشمت، معلومه که تو فرصت رو از دست میدی عزیزم