سودا🇮🇷.
ربطی نداره ها ، تو قبل و بعد چایی یکی ای🤣🤣
نه خیرم🙄😂
فرقشو فقط خودم میفمم
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است،
گریستم تا سبک شوم،
به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم،
اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی میکرد.
دوستش پرسید: هنوز به او فکر میکنی؟!
گفت: فکر کردن به اون مثل موزیکی میمونه که روش قفلی میزنی و همش به صورت خودکار زیر لب میخونیش…