گیرم که به هر حال مرا بردهای از یاد
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی نه شنیدی نه تو بودی
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد
دوستان قوی بودن اینجوریه که گریه نمیکنی گریه نمیکنی گریه نمیکنی اما یه دفعه برای ریختن چایی رو لباست میشینی گریه میکنی🥲💔