ظاهرا فراموشت کردم
اما...
عطرِ آشنا ، خیابونِ آشنا ، چشمایِ آشنا ، آهنگِ آشنا ، تاریخِ آشنا ، آدرس آشنا ، شهرِ آشنا ، اسمِ آشنا ، ایستگاه آشنا
فقط کافیه یکی از اینا به تورم بخوره که از دوباره همه ی زخم هام سر باز کنه...
و جالبه بدونی که جدیدا دنیا داره بی رحمانه تو رو به من یاد آوری میکنه!
عشق با پیچ و خمش خوب به من فهمانده
"دوستت دارم" آذوقه ی راه است فقط!
عشق فهمانده که یک کوه اگر عاشق شد
متلاشی شدنش با پر و کاه است فقط!
مادر همسرم میگه: فلانی یه کاری کرده که خدا هم نمیتونه درستش کنه.
همسرم میگه: همین مونده بود به خدا حس ناکافی بودن بدی.
قبلا فکر میکردم بدترین حس دنیا از دست دادن کسیه که دوستش داری، ولی اشتباه کردم. بدترین حس لحظهایه که میفهمی خودت رو از دست دادی.