هر کس با روش خودش داره از واقعیت های زندگی فرار میکنه؛
و گیر میوفته توی بازی تموم نشدنی بین پذیرش واقعیت و انکار اون
و من توی خیلی از آدم ها اینو دیدم .
برای او نوشت :
آدمها همیشه همانجایی میمانند که
حقیقت را از خودشان پنهان کردهاند…
و تو همان حقیقتی بودی که من سالها بعد از آن حادثه، باز هم از روبهرو شدن با آن ترسیدم .
هم درس خوندن های آخر شبی رو تجربه کردم، هم چت کردن های آخر شی؛
خوابیدن های آخر شبی رو پیشنهاد میکنم :))
میگفت↓
هروقتمیخوایدعاکنی،
قبلازاینکهدعاکنیبگوخدایامنازهمه
کساییکهغیبتمنوکردنومنوناراحتکردن
منگذشتم..
توهمازمنبگذر(:
دراجابتدعاخیلیموثره..
¦⇠آیتاللهمجتهدی