دوستان یه شب بخیر میگم ( بعد صد سال)
و فردا پر قدرت شروع میکنیممممم
دلم براتون تنگ شده بودددددددد😭✨.
به چشمام نگاه کرد و گفت : دوست ندارم اون چیزی که من تجربه کردمو بابتش زخم خوردم رو تو ام تجربه کنی:(
یه پوزخند سرد به لبم نشست؛
نمیدونست چی رو از سر گذروندم..حق هم داشت،من زخم های عمیقمو پنهان کرده بودم و دم نمیزدم..!