و در آخر
همین که تو
راضی به رنج و اندوه من شدی،
من جواب تمام سوالهایم را گرفتم...
میدونین...؟
روزایی هستن که فقط با نگاه کردن به چهره ی مهربونِ بابا میتونم زندگی رو ادامه بدم!
اگر هزاران نفر دوستت داشتند؛
من یکی از آنها بودم،
اگر یک نفر دوستت داشت؛
من او بودم،
و اگر هیچ کس دوستت نداشت، بدان من مرده ام.
دلم برات تنگ شده، گاهی میترسم تا آخر عمرم وقتی بعضی آهنگها پخش میشه یاد تو بیاد سراغم، بعضی ساعتهای روز به این فکر کنم تو الان داری چیکار میکنی، میترسم تا آخر عمر به یاد تو باشم و هیچوقت رهات نکنم، من میترسم همیشه دوستت داشته باشم.