میدونی لوکاس..!
من ساعتها به دور دست ها خیره میشم و فکر میکنم به همه زمین خوردنهام، به همه زخمهایی که کسی ندیده. اما هر بار که روی پام وایستادم، یه تیکه از وجودم پیدا شد که قویتر، تلختر و واقعیتر بود.
و شاید تنها راه ادامه دادن، این باشه: شناختن خودت در دل شکستها، وقتی دنیا ساکت و بیرحمترین صورتشو نشونت میده...
– اگه میدونستی قراره آخرش منو از دست بدی، باز منو انتخاب میکردی؟
+آره… بعضی دردها ارزششو دارن.