یبار وسط دعوا داد زد گفت انقد اخلاقت مزخرف که هیچ دوستی جز من نداری!
نمیفهمید
انقد دوسش دارم
که نیاز به دیگران ندارم!
الان به اندازه موهای سرم رفیق دارم:)
اونو دیگه ندارم
تو آخرین دعوا داد کشید گفت
انقد سرت با رفیقات گرمه که اصلا منو نمیبینی!
نمیخواست بمونه دنباله دلیل میگشت.
هدایت شده از "تینـ¹²⁸ـاࢪ "
شاید که عمر من به شبِ قدر قد نداد،
یا رب در همین لیالی شعبان مرا ببخش..
ولی من دُشمنت نبودم که اینطوری باهام رفتار کردی
من اومده بودم زخماتو خوب کنم
اومده بودم جوری باهات رفتار کنم
که بَدیای نفرای قبلُ یادت بره
اومده بودم نشونت بدم همه جورِ خوبی
اومده بودم دوستِت داشته باشم
خودت نخواستی من دشمنت نبودم.