«او» را چهرهای جهانگیر است، با هزار هزار روی. بلکه یک رویِ هزار چهره...
هر آفریدهای را نامی از اوست در نهان، که برای نمایش او نمودار میشود.
اکنون، پهنه طبیعت که جایگاه بیقراری است، دارای چه نامی است که اینسان جهنده و رونده است؟!
چهره طبیعیِ هستی، دورترین پرتو «او» است، که بهسبب این دوری در تکاپوی نزدیکی است.
حکیمان میگویند: وجود بالقوه و بالفعل، دو سوی یک هستی ناپایدارند که از قوه تا فعل کشیده میشود. هر فعلیتی از آغاز در نهان قوه نهفته است و با حرکت، خود را پدیدار میکند.
و عارفان میگویند: نامی است نهان در دل اشیاء طبیعی، که با حرکت درپی اظهار خویش است. نامی که در آغاز حرکت بروز چندانی ندارد اما در پایان، به ظهور کامل خویش دست یافته است.
ازاینرو چهره طبیعیِ هستی، مانند چهره مثالی و عقلی او، نامهای نیکوی هستی را آشکار میکند، با این تفاوت که نمایش هستی در چهره مثالی و عقلی پایدار و برقرار است. اما چهره طبیعی بیقرار است و پیوسته از نمایشی به نمایش دیگر میجهد. تا با دستیابی به نمایش نهایی خویش، آرام گیرد.
خاستگاه همه این بیقراریها و روندگیها، نامهایی است که هستی در قوای طبیعی نهفته است. نامهایی که برای نمایش نهایی خویش، حرکت یکپارچه و گسترده طبیعت را به راه انداختهاند.
#ر_س
#آفرینش
#طبیعت
#حرکت
@sooyesama