آفت زده بر حاصل من بار ندارد
این بار به غیر از تو خریدار ندارد
این بنده خودش آمده پس جار ندارد
اصلا زمین خورده که آزار ندارد
بر آنکه زمین خورده جفا را نپسندند
رفتم همه جا جز تو گدا را نپسندندحالا که من افتادهام از نام و نشان ها حالا که نشستم ز فراغت به فغان ها مگذار بیفتد سخنم روی زبان ها مگذار شود فاش ز من راز نهان ها من آبرویم در خطر افتاده نظر کن حالا که گدا پشت در افتاده نظر کن هر چند ندیدم ز دعایم اثراتی نه حال بکا دارم و نه حال صلاتی من را برسانید به یار عرفاتی جز عشق حسین نیست مرا راه نجاتی شرمنده کند باز مرا از کرم خود ما را به سلامی ببرد در حرم خود
هدایت شده از - دفتـرِ ماه -
تو پناهگاه منی :)
زمانی که راه ها با همه وسعتشان،
در ماندهام میکنند و زمین با همه
پهناوریاش، بر من تنگ گیرد؛
- دعای عرفه -
آب، آب را غرق نمیکند. باد، باد را ویران نمیسازد. خاک، خاک را مدفون نمیکند. آتش، آتش را نمیسوزاند. امّا آدمی، "آدم" را...
- حسن آذری
عیشها دارم در این آتش که بینی دم به دم
کاندرونم گرچه میسوزد منور میشود...
- سعدی
ماهی سیاه گفت:
شما زیادی فکر میکنید. همهاش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم ترسمان به کلی می ریزد.
- صمد بهرنگی