Sibsorkhi-Fatemieh21396[01].mp3
7.18M
بعضی از مداحیا آدمو میبره به فاطمیه با حال و هوای قدیم...
میمونی بی طرفدار...
علی خدا نگهدار...
نامه امام زمان«عج» به شیخ مفید:
چنانچه شیعیان ما-که خداوند به طاعت خود موفقشان بدارد- قلبا در وفای به عهدشان اجتماع میکردند،سعادت لقای ما از ایشان به تاخیر نمیافتاد و سعادت مشاهده ما با شتاب به ایشان میرسید.»
احتجاج طبرسی،ج۲،ص۴۹۹
عشق یعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی مست مست
عشق یعنی ذکر ناموس خدا
یا علی گفتن به زیر دست و پا
عشق یعنی جلوه صبر خدا
شرم ایوب نبی از مرتضی
عشق بر دلها شهادت می دهد
عشق بر غمها حلاوت می دهد
عشق بر دلداده فرمان می دهد
عاشق جان داده را جان می دهد
عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق یعنی صحبت بی واهمه
عشق یعنی انقلاب فاطمه
عشق یعنی عشق ناب فاطمه
بیت الاحزان خراب فاطمه
عشق یعنی صحبت بی واهمه
حیدر در بند پیش فاطمه
آنکه خود مرد دلیر جنگ بود
دستگیر فرقه ای صدرنگ بود
عشق یعنی عاشقی در تار و پود
گردش دستاس با دست کبود
عشق یعنی گریه های حیدری
دختری دنبال نعش مادری
عشق یعنی قلب چون آیینه ای
جای میخ در به روی سینه ای
عشق یعنی انتظار منتظر
سینه ای مجروح از مسمار در
عشق یعنی طاعت جان آفرین
رد خون سینه بر روی زمین
لاادری
هدایت شده از محمدجوادمنوچهری«گیدا»
در مکث زمان اگر چه پر جزر و مَدیم
ما مجرم محکوم به حبس ابدیم
یا پوچ دو دست سرد دنیاست و یا
ما پشت همان دست که پوچ است زدیم
#محمدجواد_منوچهری
@gida13
/ کوچه بن بست.../
در مکث زمان اگر چه پر جزر و مَدیم ما مجرم محکوم به حبس ابدیم یا پوچ دو دست سرد دنیاست و یا ما پشت ه
مشخصات یک کار هنری اینه که
با مخاطب ارتباط برقرار میکنه
مثلا در شعر
هرکی میخونه میگه اههه این انگار داره از زبون من برای دل من میخونه...
اینه که میگن آن سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
«ماپشت همان دست که پوچ است زدیم»
21.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تونوگل شکفته ولی حیف پرپری...
#شعر خوانی
«جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است»
کسی که برای پرهیز از آلایش در کوچه رندان خانه میگیرد، و عمدا مثل یک ملامتی«افرادی که دائما خودرا ملامت میکنند» کهنه کار قرنهای گذشته از «کوی نیکنامی» حتی گذر هم نمیکند، در یک روزگار آلوده که شیخ و صوفی و واعظ و زاهد جز با محتسب و شحنه سروکار ندارند اگر به راه طریقت هم میرود باز تنهاست.
آیا چنین رندی که سربه دنیی و عقبی فرو نمی آورد این اندازه تکروی بعید است؟البته نه و با تمایلات ملامتی هم که در او هست و در عین حال آن مایه نیست که اورا یک بازمانده طریق ملامت توان شمرد نیز منافات ندارد.
#بخشی_از_کتاب
#از_کوچه_رندان
https://eitaa.com/joinchat/2417885314Cad2d3b670e
«از میکده بیرون»
تیمور در شیراز هم-مثل اصفهان و چنانکه دربیشتر جاها رسم وی بود- از اهل شهر مبلغی خواسته بود تا به عنوان پایمزد و درواقع در جای خون نریخته خویش به وی بپردازند.
در این روز ها شاعر پیر، که محبت و حمایت شاه شجاع و تورانشاه را از دست داده بود و زین العابدین هم اورا از نظر انداخته بود ظاهرا از حیث معیشت در مضیقه بود.
حافظ که از عهده پرداخت این مبلغ بر نمیآمد به ترک سمرقندی« تیمور» پناه برد.
میگویند تیمور که اظهار افلاس وی را شنید ،با اشاره به یک شعر معروف او گفت: کسی که میتواند سمرقند و بخارارا به خال هندویی ببخشد مفلس و فقیر نباشد.
خواجه جواب رندانه اش راحاضر داشت.
قبای ژنده وتن نیم عریانش را نشان داد و گفت از این بخشندگیهاست که بدین روز افتاده ام.
با ظرافتی که گاه در پایان غزلهای شاعر هست این شوخی را میتوان از حافظ شمرد
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد...
#بخشی_از_کتاب
#از_کوچه_رندان
https://eitaa.com/joinchat/2417885314Cad2d3b670e
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم...
#حافظ
#لسان_الغیب
یا اباعبدالله الحسین«علیه السلام»
ای آب حیات آه ای آب حیات
من گریه واژه ام نمی از قطرات
غرق گنهیم و سیل اشکت جاری
«کشتی نجاتی»و «قتیل العبرات»
#شبگرد
«#ای_آب_حیات_یا_اباعبدالله»