کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم #قسمت_بیست_و_ششم بعد از اینکه عاصف درمورد روشنک ضرابی گفت که ب
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم
#قسمت_بیست_و_هفتم
عاصف گفت:
_الآن دفتر پیمان بودم که نامه شمارو نشون دادم این اسناد و مدارک رو در اختیارم قرار داده و تاکید کرده بهتون بگم با اون فیلم چندباری پدره رو تحت فشار قرار دادن که باید فلان حرف و بزنی، فلان برنامه رو پیاده کنید. وگرنه فیلم پسرت منتشر میشه.
+عجب جو بدی راه افتاده... پس موضع گیری های 9ماه اخیرش که گاهی تیتر بعضی روزنامه ها میشده بخاطر فشار روانی بوده که بابت فیلم پسرش روش بود!
_بله! دقیقا. اما خب پیمان که الآن برای من توضیح میداد گفته بهتون بگم که این مسئول گفته دیگه براش چیزی مهم نیست و تسلیم خواسته ی دشمن نمیشه. اینطور که معلومه این موضوع برای قبل از مستقر شدن من و شما در معاونت بخش ضدجاسوسی هست.
+پیمان نگفته چطور باهاش ارتباط میگرفتن؟
_از کانادا به همین مسئول زنگ میزدن.. یه نسخه از فیلم پسرش و براش فرستادند، گفتن یا فلان برنامه اقتصادی رو که دارید لغو میکنید، یا فیلم پسرت و در فضای سایبری منتشر میکنیم.
عاصف موبایلش و از جیبش آورد بیرون، اومد سمتم گفت:
_این ایمیلی هست که یکی از افسران ارشد اطلاعاتی سازمان سیا «CiA» آمریکا، به روشنک زده. ازش خواسته پسر آقای (...) در هتل «...» کانادا مستقر هست و محل تحصیلش هم در «...» هست، باهاش باید طرح دوستی ریخته بشه و بعدش هم باید برای اون پسر تور پهن بشه.روشنک چندبار با این افسر امنیتی آمریکادیدار داشته و پول هنگفتی گرفته
نگاهی به عاصف کردم گفتم:
+دمت گرم! بهت گفتم برو درمورد فائزه بررسی کن، اما رفتی جدوآباد فائزه و افراد مرتبط با اون مثل همین روشنک و مشخص کردی که کی هستن و چیکاره هستن. شیرمادرت حلالت.
_درس پس میدیم آقا...
بلند شدم داخل دفتر کمی قدم زدم. دلم میخواست دفترم پنجره داشت تا بازش میکردم و کمی هوای تازه استشمام میکردم. اما دفاتر ادارات و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، معمولا پنجره نداره. از بیرون همه خیال میکنن ساختمون مورد نظر پنجره و شیشه داره و هر وقت بخوایم میشه از داخل بازش کنیم، ولی راستش همش الکیه و به نوعی میشه گفت اون پنجره ها فرمالیته هست و پشت اون پنجره ها کلا دیوار کشیده شده. البته اینم بگم خداروشکر سیستم تهویه پیشرفته ای داریم که هوای تازه میاد داخل اتاق.
بگذریم...
حدود پنج دقیقه فقط قدم زدم فکر کردم.. عاصف همینطور زل زده بود بهم نگاه میکرد. به عاصف عبدالزهراء گفتم:
+چرا یه زنی که مسیحی هست و دو بار هم در تشکیلات بهایی ها دیده شده، وقتی از کانادا میاد ایران و مدعی هم هست که اومده اقوامش و ببینه، با یکی از متخصصین صنعت هسته ای ما ارتباط می گیره؟چیزی که من و حساس میکنه اینه که فائزه ملکی حتما میدونه وقتی در تهران اگر کسی مواخذش کنه، بایدمدارک شناسایی داشته باشه که هویت خودش و اثبات کنه. اما اون شب درون کیفش مدارکی نداشته.. اونوقت بهانش چی بود؟
_میگفت احساس خطر کردم که ازم سرقت کنن برای همین نیاوردم و گذاشتم منزل اقواممون. درصوتی که اقوامی در کار نبوده.تهشم با سناریویی که شما طراحی کردی، مبنی بر اینکه شاکی رضایت داده وَ اگر خودشون هم شکایتی نداشتند و... آزاد میشن میرن.
+عاصف خان، به پازل ها دقت کن! وقتی کنار هم چیده میشن، بدجور بودار میشه مسئله.
همینطور که داشتم قدم میزدم، رفتم سمت میز کارم،شماره دفترحاج هادی مدیر کل بخش ضدجاسوسی رو گرفتم.چندتابوق خورد جواب داد.
_سلام علیکم.
+سلام حاج آقا...عاکفم.
_بفرما
+میخواستم بابت اون پرونده ای که امروز درموردش صحبت کردیم گزارش اقدامات و بدم خدمتتون.. حضرتعالی وقت دارید؟
_تا دو ساعت آینده نه. چون دارم میرم با حاج کاظم و رییس جلسه دارم! اگر ممکنه بزار برای بعد از این جلسه. نگران هم نباش، بعد از این جلسه تو برای من در اولویتی جناب معاون.
+البته گزارشی که بنده نوشتم رو بهزاد آورد داد مسئول دفترتون تا بدن به شما، میخواستم با حضرتعالی هماهنگ باشم، اگر اجازه بدید از معاون ریاست سازمان اتمی دعوت کنم تشریف بیارن اداره، جهت یه سری صحبت های اولیه پیرامون همین موضوع.
_عیبی نداره. اگر واقعا نیازه دعوتش کن بیاد. ضمنا، با من زیاد درمورد این جلسات نیازی نیست مشورت کنی. بهت اختیار تام میدم از این لحظه به بعد هرکاری که در بخش معاونت ضدجاسوسی نیاز هست انجام بدی. این مسائل و با من نیاز نیست هماهنگ کنی. بنا بر تشخیص خودت عمل کن پسرم.
+خدا حفظتون کنه، بابت اطمینانتون هم سپاسگزارم حاج آقا.
_یاعلی.
⛔️ #کپی و هرگونه استفاده (تاکید میکنیم هرگونه استفاده) از این مستند داستانی امنیتی فقط باذکر منبع و لینک کانال #خیمه_گاه_ولایت در #ایتا که در آخر درج شده است و ذکر نام نویسنده #عاکف_سلیمانی #مجاز می باشد وگرنه قابل پیگیری و شکایت خواهد بود و از لحاظ شرعی هم پیگرد الهی دارد. ⛔️
✅ خیمه گاه ولایت در ایتا 👇
✅ http://eitaa.com/kheymegahevelayat
دو بزدل فاسد و وقیح، یکیشون که وقت حمله صدام به عیاشی توی کاباره های دشمن مشغول بود شهدا رو هدف میگیره و دیگری با سابقه خانوادگی در وطنفروشی و فساد و... درباره بحرین، اروندرود، رشتهکوههای آرارات، دهکده فیروزه، بولاغباشی، جوزر، قوریگل و...، علیه جمهوری اسلامی که یک وجب خاک و آب به دشمن نداده #شایعه_کاسپین میسازه!
✅ @kheymegahevelayat
وزارت خزانهداری آمریکا: ظریف را به خاطر برخورد ایران با همجنسبازان تحریم کردیم!!
پینوشت: اگر آقای ظریف، وزیر امور خارجه جمهوریاسلامی ایران، در کنفرانس خبری اخیر، در حضور خبرنگاران جهان و با حضور وزیر خارجه آلمان، در مواجهه با خبرنگار آلمانی که پرسید:
«چرا #همجنس_بازان در ایران اعدام میشوند؟»، وزیر خارجه آلمان و سایر کشورهای غربی را در مجامع جهانی یا حداقل در ایران اسلامی، محکوم میکرد که:
چرا بر اساس "نقشهی خانواده جهان"، بیش از ۳۵ درصد کودکان متولد شده در آلمان زنازادهاند؟
چرا شما #گناه_همجنس_بازی و #گناه_زنا را در آلمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه و سایر کشورهای غربی به رسمیت میشناسید؟
چرا راه #قوم_سدوم (قوم لوط) را ادامه میدهید؟
و به دلیل تصویب قانونِ ازدواج (همباشیِ) همجنسبازان در آلمان و بیش از ۲۸کشور غربی، سفرای تک تک آن کشورها را فرا میخوانْد و با آنها برخورد میکرد، اکنون آمریکا به خودش اجازهی همچین غلطی را نمیداد!!
📡 @kheymegahevelayat
سخنگوی مقاومت اسلامی نُجَباء:
🔹فرزندان مقاومت در عراق خود را مدیون جمهوری اسلامی میدانند.
🔹تبعیت از ولیفقیه، فریضه دینی و موجب تقرب به پروردگار است.
🔹هر دولت ضدایرانی در عراق روی کار بیاید، بهدست ملت ساقط میشود. امروز دست واشنگتن رو شده است.
🔹توفیقات جمهوری اسلامی که در رأس جبهه مقاومت است، سبب شد مسلمانان جهان احساس افتخار و قدرت کنند و عزت خود را بازیابند.
ادمین : حاج عماد
✅ @kheymegahevelayat
⭕️ می پرسند از وحدت شیعه و سنی چه خیری دیده اید؟
واضح می گوییم: نتیجه وحدت این شد که شخصی سنی، "شیخ زکزاکی" با آموزه های امام خمینی(ره) شیعه شد و ۲۵ میلیون نفر را شیعه کرد!
هنوز که هنوز است، پرچم عاشورا را در قلب آفریقا بالا نگه داشته است..!
#FreeZakzaky
#FreeZakzakyForTreatment
👤 حاج عماد
📡 @kheymegahevelayat
نباید باور کرد جماعتی که این روزها وجود ایستادن برابر قر دادن در کربلاء را ندارند آن روزها وجود ایستادن برابر تیر انداختن در آن جا را میداشتند.
به این افراد باید تشیع یواش یا لواشکی لقب داد.
آخرنوشت: بعضی در ایران اصرار دارند در مشهد و قم کنسرت های آن چنانی برگزار شود. اینها تا رقص و آواز را به داخل حرم اهلبیت نکشانند بی خیال نمیشوند.
مواظب توطئه های شوم خناسان داخلی و خارجی باشید.
تصویر مربوط به برگزاری افتتاحیه مسابقات فوتبال در شهر کربلا است که واکنشهای زیادی را در عراق، هم از طرف مقامات سیاسی و هم مقامات مذهبی به دنبال داشته است.
#بنی_امیه
✅ @kheymegahevelayat
کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم #قسمت_بیست_و_هفتم عاصف گفت: _الآن دفتر پیمان بودم که نامه شما
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم
#قسمت_بیست_و_هشتم
بعد از تماس با حاج هادی مدیر کل بخش ضدجاسوسی که من معاونش بودم، با مسئول دفترم بهزاد تماس گرفتم. جواب که داد گفتم:
+بهزاد جان سلام..
_سلام آقا عاکف.
+آقاجون، میخوام همین الان خیلی فوری یه ارتباط بگیری با معاون ریاست سازمان انرژی اتمی. حواست باشه نمیخوام به معاون امنیت زنگ بزنی. این بار به معاون ریاست سازمان زنگ بزن. مستقیم زنگ میزنی دفترش و بهش میگی از دفتر معاونت بخش ضدجاسوسی (.....) تماس میگیری. وقتی زنگ زدی تاکید کن امروز تا قبل از پایان ساعت اداری، باید حتما خودش و برسونه به واحد ما، چون باهاش کار واجب داریم.
_چشم آقا.
+ضمنا، با درب اصلی اداره هماهنگ کن، بهشون خبر بده که مهمان داریم. بچه های درب اصلی رو درجریان بزار که قرار هست چه کسی وَ از چه جایی بیاد. اینم تاکید کن و به تیم حفاظت درب اصلی بگو اجازه بدن با ماشین و تیم حفاظتش بیاد داخل اداره و عیبی نداره. بگو راهنماییش کنن بیاد داخل حیاط اصلی. باز مثل دفعه قبل مهمانمون و داخل حیاط اول پیاده نکنن که کلی راه و بدون ماشین بخواد بیاد سمت ما.
_چشم. نتیجه تماس و میگم خدمتتون.
+منتظرم.
تماس که قطع شد، عاصف گفت:
_عاکف من دارم به یقین میرسم خبرایی هست.
+عاصف جان کمی صبوری کن. نباید عجله کنیم. درسته این پازل های در کنار هم خطرناک هست، اما فعلا اطلاعات ما همش بر اساس یک سری اسنادی هست که نمیتونیم به دلیل ارتباط اونها با دکتر عزتی، بگیم این آدم مشکل دار هست! نباید روی حساب یه سری اخبار و اسناد و تحلیل های اطلاعاتی و فرضیه های موجود تصمیم بگیریم. این و همیشه یادت باشه نمیشه تحلیل اطلاعاتیمون و روی پایه ی حقیقت سوار کنیم.
چنددقیقه ای با عاصف صحبت کردیم که تلفن دفتر زنگ خورد... شماره رو دیدم، از اتاق بهزاد بود. جواب دادم:
+بله.
_آقا عاکف هماهنگ شده که تا ساعت 11 صبحِ امروز میان اینجا. با درب ورودی اداره هم هماهنگ کردم. به معاون سازمان اتمی هم گفتیم از درب اصلی بیان داخل اداره و پس از رد شدن از گیت میتونن بیان سمت ساختمون اصلی.
+باشه ممنونم.. پس حواست به ساعت باشه. یاعلی.
تماس که قطع شد، با عاصف روی دوتا پرونده دیگه ای هم که به دستمون رسیده بود تبادل نظر کردیم تا ساعت یازده.
ساعت 11 صبح/ ملاقات با معاونت ریاست سازمان انرژی اتمی کشور/ دفتر معاونت بخش ضد نفوذ «ضدجاسوسی» وَ ضد تروریسمِ (...)
بعد از اینکه از درب اصلی اداره تماس گرفتن با بهزاد خبر دادند مهمانتون رسیده، بهزاد هم خبرش و به من داد، با عاصف رفتیم پایین استقبال معاون ریاست سازمان انرژی اتمی. خلاصه مهمان بود و یکی از مسئولین کشور، از طرفی منم عادت نداشتم و ندارم که برم سمت مسئولین و... ! اما چون شخصا خواستم بیاد اداره ی ما وَ اونم اومد، بنابراین ادب حکم میکرد برم ورودی ساختمون اداره به استقبالش.
با عاصف تا درب ورودی لابی ساختمون اداره رفتیم. معاون سازمان اتمی با ماشین حفاظتش تا درب ورودی ساختمون اومدن. وقتی پیاده شدن رفتم جلو به استقبال از معاون سازمان مذکور.
عاصف به تیم حفاظت معاون سازمان انرژی اتمی کشور گفت نمیتونن بیان بالا و باید در حیاط اداره بمونن.
بعد از سلام و خوش آمد گویی به مهمانمون، رفتیم دفتر برای آغاز جلسه. نشستیم و کمی از حال و احوال هم پرسیدیم و از شرایط کاری وَ وضعیت کشور تااااا بحث برجام و بدعهدی های آمریکا گفتیم.
کمی صحبت کردیم عاصف هم رسید.. عاصف و معرفی کردم به آقای معاون.
خلاصه و ماحَصَلِ 2 ساعت و نیم گفتگویِ اون روز من و عاصف با معاون ریاست سازمان انرژی اتمی کشور رو براتون مینویسم... گفتم:
+ خب جناب دکتر ببخشید که خواستیم شما تشریف بیارید اینجا.
_نه خواهش میکنم جناب عاکف سلیمانی. وظیفه ما مسئولین پاسخگویی به شما نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هست.
+سپاسگزارم از این متانت شما.
_ من درخدمت شما و همکارتون هستم. بفرمایید.
+راستش جناب دکتر، اخیرا به بخش ضدجاسوسی تشکیلاتمون خبری رسید که یک سر اون وصل میشه به یکی از متخصصین صنعت هسته ای کشور، به همین دلیل خواستیم شما تشریف بیارید اینجا تا در فضایی دوستانه تر، کمی صحبت کنیم. حقیقت امر اینه که یک موضوعی برای یکی از کارمندان شما پیش اومده و خبرش به واحد ما رسیده که هر چی جلوتر میریم، بر اساس تحلیل هایی که داریم وَ اسناد و شواهدی که داره برامون ارسال میشه ما رو حساس تر میکنه به خودش. البته بنده و همکارم آقای عاصف که مُعَرِف حضورتون هستند یک جلسه ای رو در بیرون از اداره، درخدمت معاون حفاظت و امنیت و سرپرست وقت حراست سازمان شما بودیم. البته بماند چه حرفایی بینمون رد و بدل شد که اگر لازم بود بخشی از اون دیدارو خدمتتون عرض خواهم کرد.
_من درخدمتم. آماده ام بشنوم.
کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم #قسمت_بیست_و_هشتم بعد از تماس با حاج هادی مدیر کل بخش ضدجاسوسی
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم
#قسمت_بیست_و_نهم
گفتم:
+موضوع از این قرار هست که چندشب قبل، به واحد ضدجاسوسی ما خبر رسید که یکی از کارمندان بخش هسته ای به همراه یک خانوم در کافه ای واقع در سعادت آباد دستگیر میشن. خب طبیعتا خبر که به ما میرسه ما حساس میشیم. چون خبر درمورد یک آدم آماتور نیست، بحث بر سر آدمیه که متخصص هسته ای هست.
معاون سازمان اتمی چشماش و نازک و ریز کرد، کمی هم اخم کرد. با تعجب پرسید:
_موضوع دستگیری چی بود جناب سلیمانی.
+ما که دستگیرش نکردیم.
_خب.
+اصل ماجرا اینه که ظاهرا همکار شما با صاحب کافه درگیر میشن و با تماس شخصی که معلوم نیست کی بوده نیروی انتظامی درجریان قرار میگیره. بعد از اینکه بچه های انتظامی به محل اعزام میشن این آقا و اون خانومی که به همراهش بوده و صاحب کافه رو میبرن به کلانتری. از طرفی هم چون چندساعتی رو کارمند سازمانتون و اون خانوم بازداشت بودن طبیعتا کلانتری وسائل همراهشون و موقع فرستادن اون ها به بازداشتگاه کشف و ضبط میکنه و نمیزاره داخل بازداشتگاه ببرن. ضمنا از اون آقا هم که سوال میپرسن، ظاهرا مدعی میشه در سازمان اتمی فعالیت میکنه. مامورین انتظامی هم در بررسی ها از وسائل جیب این آقا و بعدش هم با پرس و جویی که از شخص مورد نظر میکنن متوجه میشن که فرد بازداشت شده کارمند سازمان انرژی اتمی هست.
_اسم و فامیلیشون؟
+آقای دکتر افشین عزتی.
_ واقعا ؟!؟! جدی میفرمایید؟
+بله! چطور؟!
_خب کسی که سمت مهمی داره نباید به این سادگی تا این حد خراب کاری کنه.
+حالا شده دیگه.. اما خواهشی از شما داشتم.
_امر کنید درخدمتم.
رو کردم به عاصف، گفتم:
« توضیح بده عاصف جان. »
عاصف گفت:
«از شما میخوایم که از امروز، خیلی عادی دسترسی های این آقارو به مسائلی که احساس میکنید از لحاظ امنیتی در فاز سری و فوق سری هست کم کنید. همچنین دسترسی شخص مورد نظر رو به اسناد و مدارک هسته ای و فایل های طبقه بندی شده اتمی کشور به شدت کاهش بدید. باید اختیاراتش رو به صورت تدریجی کم کنید تا ما ببینیم به چه نتیجه ای میرسیم. دسترسی ایشون به سایت های هسته ای، وَ از همه مهمتر، تاکید میکنم از همه مهمتر، دسترسی ایشون به متخصصین سازمان رو باید خیلی فوری کاهش بدید.. چون ممکنه ایشون مسئله دار باشن، یا با توجه به اتفاقات اخیر، وَ به دلیل حساسیت موضوع که هر لحظه داره بیشتر میشه، احتمالِ خیلی از اتفاقات ضدامنیتی وجود داره. فعلا با اینکه در حال زیر نظر گرفتن اوضاع پیرامون ایشون هستیم، اما چون موقعیت حساسی رو از لحاظ شغلی دارن، صلاح بر اینه تا روشن نشدن مسئله، ما و شما ایشون رو محدود کنیم.»
معلوم بود که معاون سازمان اتمی هنگ کرده و مونده چه تصمیمی بگیره. بعد از اینکه چندثانیه مکث کرد گفت:
_فقط کاهش اختیارات؟
_ مگه شما راه حل بهتری به ذهنتون میرسه؟
اومدم وسط بحث، گفتم:
+ببینیدجناب معاون، من نگرانی های شمارو درک میکنم.
_بله. حقیقتش من نگران شدم.
+حق دارید. اما ان شاءالله اتفاقی پیش نمیاد.. خوب دقت کنید چی میگم، ما باید یک سناریویی رو تعریف و پیاده کنیم. خیلی عادی، بدون اینکه دکتر افشین عزتی بفهمه باید اون کار و انجامش بدیم.
_چه کاری باید انجام بدیم جناب عاکف؟ آخه ایشون در سطح دانشمند هست. مگه میشه سازمان اتمی به همین راحتی متخصصی در طراز دکتر افشین عزتی رو کنار بگذاره؟
+شما نمیگذارید من حرفم و بزنم و تموم بشه. فقط میخواید نگرانی خودتون رو در فضای جلسه حاکم کنید. لطفا اول بشنوید، بعد جواب بدید بگید میشه یا نمیشه! ما که هنوز چیزی نگفتیم. همون اولم گفتم نگرانی شمارو درک میکنم.
_عذر میخوام بفرمایید.
+جناب معاون. آقای دکتر افشین عزتی باید از اون بخشی که در سازمان هست کنار گذاشته بشه، اما الان نه. زمان باید بگذره تا شما اینکارو کنید وَ در کنار این عمل شما، ما هم همزمان اقدامات اطلاعاتی لازم مدنظر خودمون و انجام میدیم. لطفا نگران نباشید، چون من و همکارانم کار خودمون و خوب بلدیم و میدونیم چطور اقدام کنیم.خیالتون جمع باشه بهتون کمک میکنیم اما لطفا دقت کنید با برنامه ای که ما برای شما طراحی میکنیم میرید جلو.جناب معاون حق ندارید از اون خطی که ما براتون ترسیم میکنیم ذره ای عدول کنید. وگرنه هر اتفاق تلخی که در این پرونده بیفته وَ مسیر هدایت پرونده رو عوض کنه، چه از لحاظ مالی، چه از لحاظ جانی، مسئولیتش با بنده و تیم بنده نخواهد بود. این و همین الآن با شما اتمام حجت کردم تا بعدا گله و شکوه و شکایتی وجود نداشته باشه.
⛔️ #کپی و هرگونه استفاده (تاکید میکنیم هرگونه استفاده) از این مستند داستانی امنیتی فقط باذکر منبع و لینک کانال #خیمه_گاه_ولایت در #ایتا که در آخر درج شده است و ذکر نام نویسنده #عاکف_سلیمانی #مجاز می باشد وگرنه قابل پیگیری و شکایت خواهد بود و از لحاظ شرعی هم پیگرد الهی دارد.⛔️
✅ http://eitaa.com/kheymegahevelayat
💬پاسخ محمدحسن روزیطلب پژوهشگر تاریخ انقلاب به توییت مصطفی تاجزاده در مورد قتل های زنجیره ای در وزارت اطلاعات.
🔹در ماجرای اعترافات متهمان و غیر متهمان قتل های زنجیره ای، تیم بازجوها را آقای خاتمی با هدایت مشاورانش انتخاب کرده بود ابتدا هم بازجوهای روانی، تلاش می کردند که علیه افراد جناح راست مانند آیت الله یزدی اعتراف بگیرند و موفق هم بودند این اعترافات به مذاق چپی های مطلع خوش می آمد.
🔹بعد که تیم بازجوها، دایره اعترافات را گسترش داد و کل وزارت اطلاعات و برخی شخصیت های چپ را هم در بر گرفت و جنازه نیمه جان همسر سعیدامامی در بیمارستان کشف شد، کار متوقف شد البته نمی توانم انکار کنم که شرافت برخی چهره های امنیتی چپ مانند آقای ع ه هم در متوقف کردن آن ماشین موثر بود.
🔹یکی از کتک خورده ها که وابسته به جریان چپ بود به خود من می گفت که اگر افشاگری های روح الله حسینیان نبود، ما هم مثل سعید امامی جنازه مان از بازداشت گاه بیرون می آمد.
✅ @kheymegahevelayat
🚩 پاکستان سفیر هند را اخراج کرد
🔹 در پی تشدید اختلافات بین مقامات اسلامآباد و دهلینو بر سر مسئله کشمیر، دولت پاکستان سفیر هند در این کشور را اخراج کرد و همچنین روابط تجاری خود با هند را به حالت تعلیق درآورد.
کشمیر هند شیعیان قابل توجهی دارد که به مینی ایران معروف است و طی روزهای اخیر در این منطقه 27 هزار مامور امنیتی مستقر شدند. اخیرا زنان و مردان شیعه را در این منطقه به قصد کشت مورد ضرب و جرح قرار دادند.
دلیل سکوت خفت بار دولت کشورمان بخصوص وزارت خارجه ایران در مقابل جنایات کشور هند علیه شیعیان جای تعجب دارد.
متأسفانه هم در قضیه #شیخ_زکزاکی دولت سکوت کرده و هم در قضیه شیعیان کشمیر در کشور هند.
دستگاه دیپلماسی کشورمان برای کشته شدن عده ای در آمریکا اخیرا ابراز ناراحتی کرده اما در قضیه کشمیر هند و شیخ زکزاکی سکوت کرده!!!
✅ @kheymegahevelayat