eitaa logo
کانال خبری اسپاد
41.8هزار دنبال‌کننده
20.5هزار عکس
8.3هزار ویدیو
417 فایل
@Merfae جهت ارتباط با ما #تحلیل #سیاست #امنیت
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب... حضور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده نیروی قدس سپاه و شیخ مقتدی صدر از عراق در بیت رهبری برای اقامه عزای سیدالشهداء علیه السلام ☑️ @kheymegahevelayat
✅ ترور دانشمند هسته ای هفته گذشته یک دیگر بنام دکتر ابوبکر عبدالمنعم رمضان بصورت مشکوکی درگذشت. 🔵 او رییس شبکه ملی رصد تشعشعات در هیئت نظارت هسته ای و تشعشعات مصر بود. وی برای شرکت در یک کنفرانس به مراکش رفته بود که در هتل خود در منطقه اکدال دچار دل درد شد و قبل از رسیدن به بیمارستان از دنیا رفت. 🔵 سفیر مصر نتیجه کالبدشکافی را سکته قلبی عنوان کرده است. رسانه ها گزارش کردند وی دقایقی پس از نوشیدن آب پرتقال دچار دل درد شد. 🔵 رسانه های مغربی نوشته اند رمضان از سال ۲۰۱۵ مسئول بررسی آثار احتمالی راکتورهای هسته ای بوشهر در ایران و دیمونا در بود. 🔵 با توجه به سابقه موساد در ترور دانشمندان هسته‌ای عرب و ایرانی، احتمال ترور بیولوژیک وی وجود دارد. ⚫️ لازم به ذکر است دیلی میل انگلیسی نوشته بود ۸۰۰ عملیات در این قرن انجام داده است. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ✅ با کانال تخصصی ، لحظه به لحظه از مطالب و تحلیل ها و خبرهای مهم سیاسی و امنیتی ایران و سراسر جهان آگاه شوید. 💻 خیمه گاه ولایت «کانال رسمی » ☑️ @kheymegahevelayat
کانال خبری اسپاد
امشب... حضور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده نیروی قدس سپاه و شیخ مقتدی صدر از عر
📸 حضور مقتدی‌صدر در کنار امام خامنه ای (حفظه الله) 🔺مقتدی صدر رهبر یک جریان شیعی در عراق است که گاها تحت تاثیر عوامل نفوذی بعثی و سعودی و آمریکایی مواضعی ضدایرانی اتخاذ میکردند. نزدیکی آنها به جمهوری اسلامی و حضور شب گذشته اش در بیت رهبری ضربه سنگینی برای جبهه استکباری محسوب میشود. ☑️ @kheymegahevelayat
■روزمان را با آغاز کنیم... 🏴عاشورای حسینی تسلیت باد... ■ هرکس به «قول ثابت» یعنی «راه حسین بن علی» ایمان بیاورد خداوند او را در دنیا و آخرت ثابت قدم می دارد... سوره إبراهيم (14) : آيه 27 ● يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ (27) ● خداوند در زندگى دنيا و در آخرت، اهل ايمان را با كلام (و عقيده‏ ى حقّ و) ثابت، پايدار قرار مى ‏دهد و خدا ستمگران را (به حال خود رها كرده، توفيقشان را گرفته) گمراه مى‏ كند. و خداوند آنچه بخواهد(طبق عدل و حكمت خود) انجام مى ‏دهد. ■ نکته: منظور از قول ثابت، راه حسین بن علی است... ■ پيام‏ها 1- اگر يارى خداوند نباشد، انسان در برابر وسوسه‏ ها و هوس‏ها و طاغوت‏ها از پا در مى ‏آيد و سقوط مى ‏كند. «يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» 2- اهل ايمان از نظر منطق، محكم و استوارند و در برابر مكتب‏هاى مادّى مى ‏ايستند. «يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَياةِ الدُّنْيا» 3- انسان اگر ايمان آورد، خدا او را بيمه مى‏ كند و اگر به درخت خبيثه و مكتب باطل دل دهد، خدا او را رها مى ‏كند. «يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا ... يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ» ✅ @kheymegahevelayat
⚠️ گم کردن مسیر مردم!!! روباه صفتان فعالند... ● مگر آقای روحانی با وعده ورود زنان به ورزشگاه رأی جمع نکرد؟ ● مگر قول نداد زنان را به ورزشگاه بفرستد؟ پس چرا به قوه قضاییه نسبت می‌دهید؟! 🌐 منبع: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-218713 ● در شرایطی که قوه قضاییه مشغول دستگیری #فاسدین_زالو_صفت شده است آیا جالب نیست هر اتفاقی اعم از مرگ #دختر_آبی را برای #بد_نامی و #توقف_عملکرد دستگاه قضایی به آن ربط می‌دهند؟؟ ✍ این جماعت اصلاح طلب دست ابلیس را از پشت بسته اند... ✅ @kheymegahevelayat
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺این خبر را به عوام عمداً خوابیده برسانید! ■ مصاحبه شبکه مسیحی با مسیحیان ● شبکه ای لبنانی که میانه خوبی هم با حزب‌الله ندارد، در راهپیمایی عاشورایی ضاحیه با مسیحیانی که به احترام امام حسین (ع) به راهپیمایی آمده‌اند مصاحبه می‌کند... مسیحی ها هم عرب پرست هستند؟؟؟ چرا در مقابل #فهمیدن_حقیقت مقاومت می‌کنید؟! ✅ @kheymegahevelayat
توییت درمورد آمریکا و بغداد و مدافعان حرم سرباز: فرمانده چرا داریم در بغداد لعنتی میجنگیم؟ ✅ @kheymegahevelayat
چندخط روضه برای امام حسین و حضرت زینب بخونید خودتون... زن ها و بچه ها را یکی یکی سوار محمل ها و مرکب ها کرد همه که سوار شدند نوبت به خودش رسید ... عقیله بنی هاشم می خواهد سوار محمل شود یکی باید رکاب بگیرد یکی باید شانه هایش را تکیه گاه دستان زینب کند مَحرمی باید جلو بیاید ... سر چرخاند سمت نیزه ها مَحرم ها همه سرهایشان بالای نیزه ها بود ... 🖤 ☑️ @kheymegahevelayat
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بی بی سی از حضور مقتدی صدر در بیت رهبری میگوید: 🔵 حضور مقتدی صدر در کنار رهبر ایران و فرماندهان سپاه پاسداران، نمایش قدرت و نفوذ ایران در منطقه است ☑️ @kheymegahevelayat
کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم #قسمت_صد_و_پانزدهم داشتم از اتاق بازجویی می اومدم بیرون به دور
امشب قسمت 116 و 117 و 118 از منتشر میشود. از علاقمندان به خواندن این مستند داستانی تقاضامندیم جهت آگاهی جامعه، از دیگران دعوت کنید تا در این کانال حضور پیدا کنند تا با خواندن چنین مستنداتی از اتفاقات امنیتی جامعه آگاه شوند. آخرنوشت: توصیه میشود به دلیل توقف دو روزه مستند داستانی، یک بار دیگر سه قسمت آخر را مطالعه کنند. ☑️ @kheymegahevelayat
هم اکنون لایو در صفحه رسمی خیمه گاه ولایت ✅ خیمه گاه ولایت در اینستاگرام 👇 🔴 https://www.instagram.com/kheymegahevelayat/
کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم #قسمت_صد_و_پانزدهم داشتم از اتاق بازجویی می اومدم بیرون به دور
وقتی اسماعیل گفت ملک جاسم مواد و برای یه دختره میگرفته، فکرم مشغول شد...راستش و بخواید ذهنم رفت به سمت فائزه ملکی... دستم و بردم سمت گوشم رفتم روی خط بهزاد... بهش گفتم: «شنیدی صحبتاش و دیگه؟؟ همین الآن با دکترمون که در پزشکی قانونی مستقر هست هماهنگ کن تا جنازه رو مجددا بررسی کنن و جوابش و بهمون بدن که آیا مقتول از مخدر استفاده میکرده یا نه!» اسماعیل عظیمی گفت: _آقا با من بودید؟ یا اینکه با خودتون حرف میزنید؟ +شما به توضیحاتتون ادامه بدید.. به این چیزا کاری نداشته باشید. _چشم.. بله داشتم میگفتم ، کم کم ملک جاسم به من اطمینان کرد و رفتم خونش. یعنی دعوتم کرد. +آدرس خونه؟ _سمت حکیمیه بود. +بنویس دقیق ! کوروکی بکش ! کاغذ و قلم دادم بهش ! آدرس و نوشت و بعد از بازجویی دادم به بچه ها زیر و بمش و در بیارن. به اسماعیل گفتم: +ملک جاسم دیگه ازت چی میخواست؟ _یک روز بهم گفت براش یه آدم پیدا کنم که بتونه از مرز ردش کنه. یه پیشنهاد مالی کلان بهم داد. چیزی حدود 500 میلیون. گفته بود اگر خودمم بخوام میتونم با خرج اون برم اونور مرز. +تو چی گفتی؟ _گفتم نمیام. +کسی رو براش پیدا کردی ؟ _نه آقا. + داری دروغ میگی. تو یکنفر و براش پیدا کردی. اون آدمی که برای ملک جاسم پیدا کردی الان در مشهد منتظرشه. اتفاقا همین امروز میخواد ملک جاسم و از مرز رد کنه. _به حضرت عباس دروغ نمیگم ! صدام و بردم بالا و با مُشت کوبیدم روی میز گفتم: +وقتی مثل سگ داری دروغ میگی، به دروغ قسمِ حضرت عباس نخور لامصب !! میخوای اسم اون آدمی رو که براش پیدا کردی تا از مرز ردش کنه بهت بگم؟ _آقا دورت بگردم غلط کردم... چشام و درشت کردم بهش با تهدید گفتم: +بهت همون اول کار گفتم صادق باش. من از دروغ متنفرم. به خودت کمک کن که پروندت سبک باشه. گفتم یا نه؟ _بله گفتید. شرمندتونم. +پس غلط میکنی دروغ میگی. چرا خیال میکنی با یه آدم گاگول مثل خودت طرف هستی ؟ _شرمنده ام... روی یه کاغذ یه اسم و نوشتم دادم بهش.. گفتم: «وقتی اسم اون آدم و بهم گفتی، بعدش این کاغذو باز میکنی.» کاغذ و گرفت بهش گفتم: «فورا اسم اون آدم و بگو.» گفت: _اسمش منوچهر هست. +کاغذ و باز کن. کاغذ و باز کرد نگاهی بهش انداخت، نگاهی به من انداخت، گفت: _آقا ببخشید، من نمیدونستم شما همه چیز و میدونید. دیگه راست میگم. داخل اون کاغذ قبل از اینکه اسم منوچهر و بیاره براش اسمش و نوشتم تا بفهمه ما از همه چیز با خبریم و فقط آوردیمش بازجویی کنیم تا تشکیل پرونده بدیم. البته اسماعیل یه سری ناگفته ها داشت که به دردمون خورد... بهش گفتم: + منوچهر و از کجا پیدا کردی؟ باهاش آشنا بودی؟ معلوم بود بدجور ترسیده...گفت: _راستش وقتی ملک جاسم گفت من یکی رو میخوام تا از مرز ردم کنه یاد منوچهر افتادم که کارش همین چیزا بود. چندباری هم برای همین کارها زندانی شده بود، اما خب همچنان اینطوری امرار معاش میکرد. وسط بازجویی بودم که عاصف عبدالزهرا بیسیم زد: _ عاکف / عاصف عبدالزهراء؟ +بگو داداش. _1000 خبر داده که سوژه رسیده. دستور چیه؟ + به 1000 بگو تحریکش نکنه. اصلا نزدیکش نشه.. حتما راه و برای سوژه باز کنه و تا میتونه موانع رو برطرف کنه. عاصف تعجب کرد.. چون نمیدونست چه تصمیمی داریم ! راستش خودمم یه جاهایی هنگ میکردم چرا حاج هادی این کارو داره میکنه و چرا حاج کاظم داره اینطور پیش میره... عاصف گفت: _آقا مطمئنی؟ +شما کاری نداشته باش ! _اون سمت ردیفه؟ +نگران اون طرف نباش..می افته دست صابر.. اون حواسش هست. از دیشب منتظره تا مهمونش برسن اونجا. ارتباط من و عاصف تموم شد، به ادامه بازجویی پرداختم.. به اسماعیل گفتم: +اون ماشینی که داخل پارکینگ فرودگاه بوده، تو برای ملک جاسم تهیه کردی و گذاشتی پارکینگ فرودگاه !! درسته؟ _نه آقا. +بازم دروغ؟ _آقا به جون مادرم راست میگم. +مثل اینکه تو آدم نمیشی..باشه! هر طور دوست داری میتونی چرت و پرت تحویل من بدی اما جوری آدمت میکنم تا بفهمی یک مَن ماست چقدر کره داره.. تا چند دقیقه دیگه مشخص میشه که تو راست میگی یا اینکه داری چاخان تحویل ما میدی. اونوقت من میدونم و تو. آستینام و زدم بالا، از روی صندلی بلند شدم رفتم سمتش. رفتم روی خط بهزاد، گفتم: +بهزاد، کجایی؟؟ آماده شد؟ _بله حاجی. آماده هست. دارم میام داخل. ترس رو در چهره اسماعیل میدیدم. صورتم و بردم نزدیک صورتش بهش گفتم «حالا به من دروغ میگی؟ آدمت میکنم.» از وحشت دستاش میلرزید و هی خودش و روی صندلی جابجا میکرد... به صورتش خیره شدم دیدم فقط پلک میزنه. عرق روی پیشونیش نشسته بود. خانوم ایزدی که پشت سیستم کنترل اتاق بازجویی نشسته بود وَ از دوربین حرارتی وضعیت متهم رو کنترل میکرد، اومد روی خطم.