eitaa logo
کانال خبری اسپاد
41.6هزار دنبال‌کننده
20.5هزار عکس
8.3هزار ویدیو
417 فایل
جهت ارتباط با ما @Merfae #تحلیل #سیاست #امنیت
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸عربستان بزرگترین وارد کننده سلاح دنیا ● روزنامه گاردین چاپ انگلیس نوشت که عربستان به دلیل جنگ علیه یمن در سال ۲۰۱۴ میلادی حدود ۷۰ میلیارد دلار صرف خرید سلاح کرده است که این میزان حدود ۹ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور است. ● بر اساس این گزارش از زمان آغاز تجاوز عربستان علیه یمن این کشور به بزرگترین وارد کننده اسلحه در دنیا تبدیل شده است. ● آمریکا بزرگترین صادر کننده سلاح به عربستان به شمار می‌رود به گونه‌ای که از سال ۲۰۱۴ الی ۲۰۱۸ میلادی حدود ۷۰ درصد از بازار سلاح عربستان در اختیار آمریکا بوده است. 👤 ادمین: فاتح اسرائیل ✅ @kheymegahevelayat
در حین مذاکرات وقتی منتقدان میگفتند جزییات مذاکره با امریکا را منتشر کنید تا شفاف سازی شود، دولتیها میگفتند اگر جزییات منتشر شود اسراییل از آن سواستفاده میکند! حالا خاطرات را بخوانید: «پیوسته با اسراییلیها در ارتباط بودم و از متخصصان آنها برای توافق استفاده میکردم» ✅ @kheymegahevelayat
‏سقوط جرثقیل در اتوبان بسیج 3 کشته برجای گذاشت؛ پیمانکار دستگیرشد برق گرفتگی دختر ۵ ساله در بوستان قاصدک؛ تعلیق پیمانکار حذف عنوان شهید از معابر؛ پیمانکاران... یه زمانی هر اتفاقی تو کشور می‌افتاد یسری هشتگ میزدن ‎ اما امروز مقصر تمام حادثه های پایتخت فقط پیمانکاره! اصلاح طلب جماعت همینقدر کثیف هستند که از خون هموطنانشون هم سوء استفاده حزبی و جناحی میکنن. ✅ @kheymegahevelayat
همیشه اینجوری بوده : وقت انتخابات که میرسه سر زدن به مدارس و مساجد و اداره ها شروع میشه ! یدفعه همه همه چی طلب گرای معتدل میشن و هم خط امام و رهبری ... ایشون آقای #جعفرزاده نماینده مجلس به اصطلاح شورای اسلامی هستند که میلیون ها تومان حقوق میگیرن.. گفته بود اگر حقوقمون کم باشه و اونوقت دزدی کردیم کسی گله نکنه. جناب، ان شاء الله سیفون انقلاب و اسفند 98 میکشیم و شما و امثال شمارو می‌فرستیم به همون چاهی که برای ممکلت و مردم حفاری کردید. ✅ @kheymegahevelayat
پیام رهبری به دکتر بشار اسد به واسطه سردار سلیمانی : می‌روید به ایشان می‌گویید مردم سوریه خط قرمز ما هستند. ✅ @kheymegahevelayat
حضور بدون تشریفات سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در فرودگاه... ✅ @kheymegahevelayat
🔴آیت الله سیداحمد خاتمی: طلبه‌ها مواظب حریم‌شکنی در قم باشند ♦️عضو شورای عالی حوزه‌های علمیه با انتقاد از وضعیت حجاب در قم، بیان کرد: یکی از مسئولین می‌گفت، اینها اعتراف کردند، به آنها پول می‌دهند، اطراف صفائیه ساعتی قدم بزنند تا حریم بشکنند، اما طلبه‌ها مواظب حریم‌شکنی باشند، نباید حریم‌ها شکسته شود. ✅ @kheymegahevelayat
‏جفری ساکس همون مامور CIA تو غرب آسیاس که گفت جای تغییر رژیم باید نیروی همسو با سیاست هامون تو کشورها تربیت کنیم، همون که باعث فروپاشی اقتصادی آرژانتین شد، همون که 2030 رو وارد ایران کرد و ... حالا شما به مسئولی که این آدم رو برای سخنرانی دعوت میکنه به ایران، احمق میگید یا خائن؟! حاج عماد ✅ @kheymegahevelayat
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیدانم او وسط تعزیه، چه تصویری را در این مثلا سر بریده دید که اینطور نالان شد. شاید اربابش حسین بن علی پرده ها را از جلوی چشم او کنار زد و به او چیزی نشان داد که هرکسی لایق دیدنش نبود. منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد... حسین جان. ✅ @kheymegahevelayat
✅ مُهره موساد در آشوب . 🔷 این شخص خود را روحانی و رزمنده جا زده بود. باورش خیلی سخت است که دزد، لباس پیامبر(ص) را هم بدزدد و خود را روحانی جا بزند، اما واقعیت دارد. 🔷 بدترین نفوذ ها، از جمله با همین عبا دزدی اتفاق افتاده استفرد اصلی در این تصاویر، "غیث التمیمی"، از صحنه گردانان اغتشاشات اخیر عراق در فضای مجازی است؛ در قیافه های مختلف؛ از لباس روحانی و رزم، تا صمیمت با یهودیان و ! 🔷 او در حوزه «شهید صدر» به عنوان طلبه دروس دینی تحصیل کرد. پس از سقوط صدام، به جریان صدر پیوست و از فرماندهان گروه « » بود و پس از آن به مدت یک سال و نیم در زندان آمریکایی‌ها به سر برد. 🔷 پس از آزادی از زندان، در انگلیس اقامت گرفت و تدریجا، دشمنی با مرجعیت و حوزه های علمیه شیعه را علنی کرد. 🔷 تحرکات ، از ارتباط وی با سرویس های جاسوسی و حکایت می کند. 🔷 زنی که التمیمی در کنار او نشسته، است. او عکس های متعددی در کنار برخی یهودیان و صهیونیست ها دارد. ✅ @kheymegahevelayat
🔸تصویری منتشر نشده از رهبرانقلاب، سید حسن نصرالله و شهید عماد مغنیه در کتابخانه شخصی ولی امر مسلمین جهان ✅ @kheymegahevelayat
کانال خبری اسپاد
#مستند_داستانی_امنیتی_عاکف_سری_سوم #قسمت_صد_و_نود_و_دو این محدوده به وسعت ۱۰ کیلومترمربع هست که د
بعد از اینکه منطقه سبز و ترک کردم، برگشتم سمت یک نقطه امن وَ از طریق یک خط فوق العاده امن و سری با ایران ارتباط گرفتم. درخواست‌ گفتگو تلفنی با حاج هادی رو دادم... وصل شد و اومد روی خط گفت: _سلام.. زیارتت قبول. +سلام ممونم. _چرا هیچ خبری نمیدی؟ چشممون به دریافت ایمیل ها خشک شده پسر جان! معلومه چیکار داری میکنی؟ +به هیچ عنوان دسترسی ندارم به چیزی. فقط میتونم بگم منتظر تحقق پیش بینی های من باشید.. من دیگه نمیتونم بیشتر از این به کفتارها نزدیک بشم. _که اینطور.. باشه.. رفیقت که درغیاب تو پراید سفید «خونه امن 4412» در دست اون بود و مسیر داخل و مسافر میزد «مسیر داخلی پرونده رو هدایت میکرد» چندروزی رو میاد زیارت. فکرکنم تا نیم ساعت دیگه بپره و چندساعت دیگه بهت دست بده... بیا سمت همون فرودگاهی که خودت اونجا نشستی. حتما بیا استقبال مهمونت! +چشم.. فقط در جریان باشید یه انشاء مخصوص فرستادم برای شما، دریافت کردید؟ _ بله. دریافت کردم. موفق باشید. +خداحافظ. وقتی فهمیدم عاصف داره میاد عراق کلی خوشحال شدم، چون قوت بازوهام بود و دوتایی میتونستیم خیلی از کارهای مهم و انجام بدیم. با این اوضاع دیگه باید بر میگشتم سمت فرودگاه. بین مسیر به یاسر پیام دادم همچنان درموقعیت قبلی بمونه. چندساعت بعد وقتی رسیدم فرودگاه نجف، یه پیامک روی خط مربوط به عراق دریافت کردم. متن پیام: «سلام. مهمون نمیخوای؟» نوشتم: «وعلیکم! کجایی ؟ پس چرا نمیبینمت؟» نوشت: «کنار درب ورودی ایستادم.» خودم و رسوندم بهش... رفتم جلوش اما وقتی منو دید نشناخت.. چون ریش مصنوعی و موهای مصنوعی گذاشته بودم... بهش گفتم: «چطوری مهندس؟» دیدم داره نگاه میکنه و منتظر بود یه اقدامی کنم تا یه بلایی سرم بیاره! یا اینکه از اون جا دور بشه تا خطری در کمینش نباشه ! عینکم و برداشتم گفتم: +سید عاصف نشناختی منو؟! عاکف هستم. _عاکف تویی؟ رفتیم بغل هم دیگه، گفت: _لامصب این چه ریختی هست که برای خودت درست کردی؟ +داستانش مفصله.. بیا بریم داخل ماشین بشینیم. با عاصف رفتیم سمت ماشینی که در اختیارم بود.. بین راه کمی لنگ میزدم.. عاصف متوجه شد، گفت: _حاجی وایسا ببینم. ایستادم دیدم داره به پای من نگاه میکنه.. گفت: _چیزی شده؟ +نه بابا.. بیا بریم. _خب بگو. +بیا بریم.. داستانش مفصله.. الان وقت این چیزا نیست. سوییچ ماشین و دادم به عاصف، بهش گفتم: +بشین پشت فرمون. در ماشین و باز کرد رفتیم داخل نشستیم. گفتم: +از تهران چه خبر؟ _خبر که زیاده.. اما از کجاش؟ +از خونمون خبر داری؟ _آره.. چندساعت قبل از اینکه برم سمت فرودگاه و بیام اینجا، به آبجی فاطمه سر زدم. مادرت و خواهرت و خواهرخانومت همه اونجا بودن. خودت مگه تماس نداری؟ +این چندوقت نتونستم.. حدود 10 روز شده! حاج هادی هم گفته بود با خونه در ارتباط نباش. راستش دلم برای خانومم خیلی تنگ شده. شب و روز به فکرشم. _این حاج هادی مشکلش با تو چیه؟ +مهم نیست.. اما شاید بعدا فهمیدی. _تو خیلی صبرت زیاده عاکف.. من خیال میکردم در هدایت پرونده ها انقدر صبوری، اما الان میبینم همه جوره صبوری. +صبر کردم که عاقبتم شد این، حالا هم دارند اذیتم میکنن... _چرا سر و وضعت اینه؟ این چه قیافه ایه؟ بهت نمیاد اصلا! +یه سری اتفاقات پیش اومد که باعث شد کارمون به اینجا کشیده بشه ! وقتی اومدم که قیافم اینطور نبود... موقعی که رسیدم محل استقرار سوژه ها یه هویی خبر رسید باید مجددا تغییر چهره بدم ! _جالبه! +این روزا همه چیز جالبه! انقدر جالب شده که حتی برای حذف من آدم فرستادند داخل هتل تا کار و یکسره کنن! _پناه بر خدا !! تا این حد؟ +آره عاصف. تا این حد. _پس حسابی باید احتیاط کنیم! +خیلی باید حواسمون باشه! حالا بعدا میفهمی داستانش چیه! بگذریم.. خب دیگه چه خبر؟ _خبر که زیاده.. چی بگم؟ از کجا بگم؟ راستش و بخوای، این چند روز که نبودی خبر رسیده حاج هادی و حاج کاظم دو سه بار به تیپ و تار همدیگه زدن. روم و کردم سمت عاصف با تعجب گفتم: +جدی میگی؟ بازم دوباره؟ آخه برای چی؟ _نمیدونم.. ولی شنیدم سر همین پرونده بوده. +عجبا.. _اما حاج هادی تنش میخاره هاااا !! +ببین عاصف عبدالزهراء، این ساعت وَ این ثانیه وَ این تاریخ وَ این روز وَ این مکان رو به یاد داشته باش. حاج هادی بخواد همینطوری پیش بره، حاج کاظم این و میزنه از همه جا ساقطش میکنه! _مطمئنی؟ +آره.. حالا بعدا با دلایلی که مطرح میشه میفهمی. _ولی حاج هادی خیلی زرنگه هاااا.. اصلا به هیچ عنوان ،، رو بازی نمیکنه. +طبیعت ما اطلاعاتی ها همینه. نمیتونیم رو بازی کنیم. بخصوص کسانی که در ضد جاسوسی هستند خیلی نخبه هستند وَ هیچ ردی از خودشون به جا نمیزارن. هادی هم دقیقا همین. _یعنی میخوای بگی منم نخبه هستم.