من ایران را دوست میدارم، دوستداشتنی که از جنس شوق زودگذر نیست، بلکه ریشه در جان دارد. سرزمینی که نامش با تاریخ درآمیخته و هر برگ از گذشتهاش نشانی از شکوه و خرد است. ایران برای من یادگارِ قرنها زیباییست؛ گویی زمان، با همه شتابش، در برابر وقارش سر فرود آورده است.
در این خاک، هنر همقدم تاریخ بوده است. از نقش سنگ و آجر تا نغمه شعر و رنگ فرش، همه گواه ذوقی کهناند. من به این سرزمین دل بستهام، چرا که زیبایی در آن تصادفی نیست؛ اندیشیده و پرورده شده، همچون میراثی که از نسلی به نسل دیگر سپردهاند.
ایران، برای من، صرفا جغرافیا نیست؛ هویتیست که با آن میاندیشم و احساس میکنم. سرزمینی که فراز و فرود بسیار دیده، اما شکوه خویش را از یاد نبرده است. دوستداشتن ایران، برای من، احترام به تاریخ و باور به زیباییست؛ باوری آرام، استوار و ماندگار.
هدایت شده از A
ممنون از همتون که تا الان کنارم بودید، عزیز دردونه هاي آیهان، حقیقتا حتی یادم رفته چی بگم و چطور حرفامو جمله بندی کنم، سرم درد میکنه، نمیدونم حرفام رو چطور به زبون بیارم، امیدوارم همیشه خوشحال باشید، به خودتون سخت نگیرید، درسای زیادی بهم دادید، به خیلیاتون از ته قلبم وابسته ام و الان نوشتن این متن سخت ترین کاریه که دارم انجام میدم، هر شروعی یه پایانی داره، من این پایانو میدونستم و بازم حماقت رو انتخاب کردم، الان اینجام، بعد از چهار سال، دوباره باید برم، به نفع خودمه، از کیرول میرم، به احتمال زیاد فقط ایتا رو پاک کنم یا برم روی اک پناه، دلم نمیخواد با دیل زدن خاطراتی که اینجا ساختم رو از دست بدم، فراموشم نکنید و اگه هم کردید، فقط یادتون بمونه خیلی واسم عزیز بودید، خانوادهی کوچیک من، واسه چیزی که میخواید بهش برسید تلاش کنید، مثل من نشید، درگیر این فضا نشید، خودتونو الکی الکی از دست ندید، ارزششو نداره، هیچ وقت هیچ کدومتون از یادم نمیرید، اگه هنوزم واستون اهمیتی دارم، شماره ام رو پاک کنید، خودم خیلی وقته که من پاک کردم و ناشناس جواب نمیدم، عاشقتونم، خداحافظ .