هدایت شده از A
ممنون از همتون که تا الان کنارم بودید، عزیز دردونه هاي آیهان، حقیقتا حتی یادم رفته چی بگم و چطور حرفامو جمله بندی کنم، سرم درد میکنه، نمیدونم حرفام رو چطور به زبون بیارم، امیدوارم همیشه خوشحال باشید، به خودتون سخت نگیرید، درسای زیادی بهم دادید، به خیلیاتون از ته قلبم وابسته ام و الان نوشتن این متن سخت ترین کاریه که دارم انجام میدم، هر شروعی یه پایانی داره، من این پایانو میدونستم و بازم حماقت رو انتخاب کردم، الان اینجام، بعد از چهار سال، دوباره باید برم، به نفع خودمه، از کیرول میرم، به احتمال زیاد فقط ایتا رو پاک کنم یا برم روی اک پناه، دلم نمیخواد با دیل زدن خاطراتی که اینجا ساختم رو از دست بدم، فراموشم نکنید و اگه هم کردید، فقط یادتون بمونه خیلی واسم عزیز بودید، خانوادهی کوچیک من، واسه چیزی که میخواید بهش برسید تلاش کنید، مثل من نشید، درگیر این فضا نشید، خودتونو الکی الکی از دست ندید، ارزششو نداره، هیچ وقت هیچ کدومتون از یادم نمیرید، اگه هنوزم واستون اهمیتی دارم، شماره ام رو پاک کنید، خودم خیلی وقته که من پاک کردم و ناشناس جواب نمیدم، عاشقتونم، خداحافظ .