https://eitaa.com/joinchat/4154656310Ccbdff5aed8
اگه تقدیمی هاتون رو ندیدید اینجان✨
هدایت شده از lajang
خب راستش هر روز همینم. هر روز از هم میپاشم ولی کسی نمیفهمه. صبح که میخوام از تخت بیام بیرون میبینم انقد خستم که انگار هزار ساله نخوابیدم. انگار همه چیزم گره خورده و دیگه نمیتونم بازشون کنم. آدمایی که هرروز تو باشگاه یا جاهای دیگه میبننم فکر میکنن حالم خوبه، چون لبخند میزنم و کارامو انجام میدم، اما تو وجودم یه جنازهاست که داره راه میره. بعضی وقتا وسط یه حرف ساده، یه روز عادی، حس میکنم دیگه نمیتونم نفس بکشم. دلم میخواد همونجا روی زمین بشینم و فقط گریه کنم، اما نمیتونم. انگار یه چیزی توی وجودم مرده، یه چیزی که قبلا باعث میشد امید داشته باشم دیگه نیست. فقط دارم خودمو روی زمین سینه خیز میکشم جلو. دارم روزا رو فقط میگذرونم و هیچکس نمیتونه بفهمه که شبا به سقف زل میزنم و میبینم یه روز دیگه هم گذشت و من حتی یذره هم بهتر نشدم و فقط تیکهتیکه تر شدم برای اینکه حتی نمیدونم چی باعث شده اینجوری بشم، نمیدونم چیه که داره ذره ذره وجودمو میخوره و نمیتونم ازش فرار کنم. خیلی خستم، ولی مجبورم قوی بهنظر برسم. انگار دارم تو یه اتاق تاریک میدوم که هیچ دری برای بیرون رفتن نداره. فقط میدوم،میدوم،میدوم و اخرش میبینم دوباره همون جای قبلیم، همونقدر شکسته، تنها و بی دفاع دربرابر خودم.