- اهتمام ورزیدنم به اختفای تهدم درونیام
[یا به عبارتی سبز نگهداشتن قلمروهایِ سبز در حالی که مدتهاست پژمردهترینم.]
بسیار مضحک است.
لیک تنها امید من ، فیالحال و الیالابد
تو ای سُبحاتِ وَهم دریدهای
[باشد که گوشه چشمی به ما کنی..]
سبزههایپرامید
- در بحث مورد عنایت و نظرِ عشق قرار گرفتن، این لياقت است که باز ایستادن سیر عاشق شدن یا تسریع آن را مقرر میکند.
[ مرا در عشق
دست کم گرفتی؟ ]
تا کی به ندای نفس ، انسان حداقلی ماندن ؟ تقوا؛ باشد که عاشق شوی.
اولین برداشت ذهنیام از عشق
نصفِشبهایِمحرم | هزاروچهارصد و ٤٨
سبزههایپرامید
+اینجا هر کس داستان خودش رو مینویسه و داستان من فرق میکنه؛ عشق و نفرت من به تو درهم پیچیدهست، مرز چندانی نداره.
جدیدا از کارای Mac DeMarco خوشم اومده
خیلی وقت بود که آهنگ یا خوانندهی خاصی مورد پسندم قرار نمیگرفت.. 🕊