بغلدستیم تو زمان کلاس کی بود؟
یه دختر خانومی که من دوماه پیش آخرین روزی که قبل کنکور رفتم دبیرستانم تو مترو دیده بودمش و با جزئیات یادم بود
دستش تسبیح داشت و با تلفنش که حرف زد فهمیدم میخواد بره امامزاده صالح..
خیلی جالب بود برام
آخر کلاس پرسیدم شما هم با مترو برمیگردین ؟گفت بله، گفتم باهم بریم
بعد گفتم خط فلان میرید درسته ؟
تعجب کرد گفت منو میشناسید؟ 😂
و بعد براش تعریف کردم که من شمارو دوماه پیش تو مترو دیده بودم و چهره و.. شما تو ذهنم مونده بود!
خلاصه با هم دوست شدیم ✨
رسیدیم به یه ایستگاهی اونجا خط عوض کردیم و وقتی سوار قطار شدیم یه مردی خیلی به منو این دوست جدیدم(فاطمه) نزدیک شد
من از فاطمه پرسیدم (نسبتا بلند که مرده بشنوه) فاطمه ما تو واگن خانوما هستیم ؟ گفت بله
من احساس کردم مرده دستش خورد به پای من سریع سرمو انداختم پایین و به دستش زل زدم تا غلطی نکنه
تا رسیدیم ایستگاه بعد واگن خلوتتر شد و ما تونستیم بریم یکم اونورتر
چند دقیقه گذشت که صدای یه خانومه بلند شد، بلند بلند داشت جیغ میزد و ف. ح. ش میداد که برا چی من دست زدی مردکه فلان فلان شده
گُ. م شو از واگن بیرون
که مرده گفت نمیرم
اینجا من صدامو بردم بالا که غ. لط میکنی نری و..
اینجا دیگه دوستم باید پیاده میشد خیلی از خانوما هم پیاده شدن
من اونطرفتر مثل این پلیس مخفیا 🤣
ادای اینو درآوردم که دارم با تلفن حرف میزنم ولکن که از چهره مرده عکس گرفتم
بعد زنگ زدم ۱۲۳ پلیس امنیت اجتماعی تا جواب بدن منم دیگه باید پیاده میشدم
جواب دادن و گفتن باید به پلیس ایستگاه اطلاع بدم
این ایستگاه پلیس نداشت انتظامات داشت رفتم و تا اومدم شروع کنم چیشده بغضم ترکید و با گریه گفتم که آره اینجوری شده و من عکسشو گرفتم
بنده خدا هی بهم گفت شما مثل خواهر منی پیداش میکنیم داریم براشو آره 🔥
همونجا زنگ زدن و پیگیری کردن حالا امیدوارم واقعا بگیرنش.
این چند روز تو چنلهای مختلفی که بودم فکر کنم چون نزدیک روز دختر بود و حالا مسائل دیگه
بچهها خیلی در مورد این آزارهایی که ما به عنوان زنان در جامعه دچار میشیم صحبت کردن
منم میخوام بهتون بگم که شجاع باشین بچهها نترسین
صداتونو بلند کنید و فریاد بزنید سر مرد عوضیای که اذیتتتون کرد
من امروز داد زدم و بعد با پلیس پیگیری کردم تا پیداش کنن حتی جاهایی بوده که طرفو زدم بگذریم
پس نترسین
و اینم بگم همونجور که این آقای بیغیرت فلانشده بود از اونطرف هم اون پلیس مهربون که منِ عصبانی رو آروم کرد هم بود و کارهارو پیگیری کرد (از اون جهت که فمنیست نشویم [یه موضوع سادهست برابری زن و مرد غلطه، عدالت بین زن و مرد درسته، نمیفهمم چرا هر کی میخواد از حقوق زنان بگه از فمنیست شدن و نظریات اونها میگه، من به شخصه از حقوق زنان میگم به عنوان یک شیعه و معتقدم بیشترین احترام و حق رو اسلام برای زن قائله، اما آیا این حقوق و مسائلش در جامعه ما با ادعای اسلامی بودنش اجرا میشود؟ تا حدود زیادی خیر.
من در مورد این خیلی خوندم بچهها تا به این نتیجه رسیدم بعدها براتون به مرور برش کتاب ازش میذارم.. ] )
خلاصه که مراقب خودتون باشید
و بدرود 🌱
هدایت شده از آهوها باز میگَردند.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Every bruise had a story, every story had my name.