eitaa logo
عهدنگار
54 دنبال‌کننده
208 عکس
38 ویدیو
0 فایل
نوشته های یک مادر (سعیده رحیمی) پژوهشگر عرصه زنان و تاریخ اسلام و تاریخ شفاهی زنان
مشاهده در ایتا
دانلود
7.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیف شجاعت امام خمینی (ره) از زبان دکتر سروش، (از منتقدین) کارکرد ایمان قوی به خدا، شجاعت وصف ناپذیر است. ✅تاریخ ایرانیان 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3239445209C4a147ec322
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📽 حال و هوای برفی حرم مطهر حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها 🔷🔸💠🔸🔷 کانال رسمی آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها @astanqom
روز ولادت خلاق سرمد است او از تبار حیدر و از نسل احمد است در آسمان و زمین می رسد به گوش میلاد قائم آل محمد است جشن بزرگ میلاد حضرت صاحب الزمان (عج) ☘سخنران:استاد گرامی سرکار خانم عبداللهی ☘مداح: سرکار خانم محسن زاده ☘آدرس:صدوقی۵۲،پلاک ۶۲ ☘زمان:چهارشنبه۲۴ بهمن ساعت۱۵:۳۰ هیئت متوسلین به عقیله بنی هاشم_سلام الله علیها_
باز هم رفت و روب کرده ایم خانه ای برای تو تا دوباره پرشود از صدای پای تو... 💔💔💔😭 ولی باز هم نشد نشد آنچه باید می شد😭😭😭 الحق که غروب نیمه شعبان از غروب جمعه دلگیرتر است، چه رسد به این که جمعه باشد و نیمه شعبان هم باشد هر سال که می گذرد از سال قبل یتیم تریم حالمان خراب تر است و چقدر امسال داغدارتر بودیم از داغ کودکان مظلوم غزه گرفته تا یحیی سنوارها و اسماعیل هنیئه ها از شهید جمهورمان گرفته تا دستان و چشمان تکه تکه شده ی جوانان لبنانی... ما یتیم تر شدیم ما داغدار تر شدیم و بمیرم برای دل داغدار امام غایب مان و نشد که بیاید و به همه‌ی این داغها پایان دهد💔😭😭😭😭 اللهم عجل لولیک الفرج 🤲🤲🤲 https://eitaa.com/srahimi50313
📣دهمین جلسه از سلسله نشست‌های مهدوی 🔰با حضور: سرکار خانم استاد رحیمی 🔸موضوع: زنان و هدایت‌گری پنهان جامعه شیعی 📚 همراه با رونمایی از کتاب: 🗓 شنبه 4 اسفندماه 1403 🕦ساعت 15 - 17 📌قم، خیابان دورشهر، کوچه 28، ساختمان انتشارات کتاب جمکران ✅ کانال رسمی انتشارات کتاب جمکران: @ketabeJamkaran
عهدنگار
📣دهمین جلسه از سلسله نشست‌های مهدوی #طلوع_تا_ظهور 🔰با حضور: سرکار خانم استاد رحیمی 🔸موضوع: زنان و
دوستانی که تمایل داشتند بصورت تک جلسه ای و فقط در رونمایی از کتاب بانوان شیعه شرکت کنند، این امکان وجود دارد. ضمنا انتشارات با تخفیف ویژه کتاب را عرضه می کند.
🌸جایگاه و نقش فرهنگی و سیاسی از عصر امام صادق(ع) تا پایان غیبت صغری 📣کتاب به چاپ دوم رسید. 🖋نویسنده: 👨‍👩‍👧‍👦رده سنی: 📚قالب کتاب : 📖تعداد صفحه : 216 صفحه 💰 قیمت پشت جلد: 120.000 تومان 🎁 قیمت‌ با تخفیف ویژه: 108.000 تومان برای تهیه کتاب کلیک کنید👇 https://ketabejamkaran.ir/140914 📚 ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
7.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سید برای ما روضه می‌خواند و چه سوزناک ؛ و چه سوزناک... 🔴 👇 @bidariymelat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سید حسن براتون پیام داده... دقیق گوش بده برای بعد از شهادتش از شما یک خواسته داره سید شهیدمون😭
. 🔺 روحیه رهبر انقلاب در روز تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله به روایت حمید داودآبادی روز یکشنبه حمید داودآبادی از نویسندگان دفاع مقدسی دیداری با رهبر انقلاب داشته‌ که آن را روایت کرده است: ▫️داغون بودم،‌ خسته و کلافه ... ▫️ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، احوال داغونم، صد برابر شد. هیچ‌وقت حتی در خواب هم باور نمی‌کردم خبر شهادت سید را بشنوم. ▫️۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوش‌سیما می نگریستم و با خود می‌گفتم: خدا کند دروغ باشد و همه خبرها و شایعه‌هایی که می‌گویند سید زنده است، راست باشد! ▫️ولی دنیا به کام من ‌نچرخید. ▫️قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد. چند روز پیش گفتند: 🔹روز یک‌شنبه ۵ اسفند، تو و مسعود ده‌نمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا. 🔹خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. می‌توانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم. هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا می‌دیدم‌ که می‌گریم و بغض چندماهه می‌گشایم! 🔹صبح یک‌شنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشیده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغرب‌وعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفت‌وگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!) 🔹جمعی شاید حدود صدنفر که خانواده‌ها هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بی‌توجه به همه،‌ میان صفوف می‌دویدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی می‌آوردند. 🔹اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایشان اقامه شد.‌ همه‌ش با خودم می‌گفتم: حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار. 🔹نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حال‌واحوال با حاضرین. 🔹به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتاب‌های اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونه‌هایی را که فرستادی، دیدم. آقا، نگاهی محبت‌آمیز به من انداخت ‌و با لبخندی زیبا فرمود: 🔸باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده. 🔹مانده‌ام با این شکم ورقُلُمبیده چی‌کار کنم. کاشکی می‌شد قبل از دیدار، پیچ‌هایش را باز کنم و گوشه‌ای پنهان کنم‌ که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده‌ نشوم! رو در رو که شدم با آقا،‌ چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند: 🔸شما چطورید؟ چیکار می‌کنید؟ 🔹همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بی‌بازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند. سر دلم باز شد. بغضم داشت می‌ترکید. شروع کردم به نالیدن: 🔹 آقا، خسته‌ام، حالم خوب نیست، دارم کم‌ میارم ... آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و با تعحب گفت: 🔹 چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ... 🔹نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این‌ آرامش قلب شما را به من هم بدهد ... 🔸همه چیز خوبه و همه ‌کارها به روال خودش دارد پیش می‌رود. امیدت به خدا باشد ... 🔹می‌خندید و می‌خندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم ‌و ناخواسته می‌گفتم: ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را‌ به من هم عطا کند ... 🔹واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگی‌ام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب می‌کردم،‌ همچون‌ خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد. 🔹دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم‌ که این ‌نعمت الهی بر سرمان‌ می‌تابد. / حمید داودآبادی/ یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ 🌐 Voice Of Howzeh 🆔 @sedayehowzeh