شبِبیستاره .
وقتی به آسمان نگاه میکنم و ستارهها رو میبینم، ناخودآگاه یاد تو میافتم ، تویی ك همیشه برام مثل یه ستاره درخشان بودی، هر بار ك شب و سکوت اطراف میرسه، احساس دلتنگی به من دست میده ، ناخودآگاه به یاد لحظاتم با تو میافتم ،یادت هست ك چقدر با هم زیر آسمان شب صحبت میکردیم و با هم به ستارهها خیره میشدیم ؟! تو میگفتی هر ستاره یه آرزو هست و من به آرزوهامون فکر میکردم و باهاشون سناریو هامو میساختم، هردوتامون فکر میکردیم ك آرزوهامون تا ابد پایدارن، اما حالا ك تو دوری، اون ستارهها برای من فقط یادآور خاطرات شیرین و دلتنگیهام شدن،میتونم به یاد بیارم وقتی ك با تو بودم، چطور میخندیدم و چطور با هر کلمهت، دنیا رنگی میشد، حالا با هر شب، حس میکنم ك زندگیم رنگ باخته و ستارهها دیگه مثل قبل برام روشن و نورانی نیستن ، میخوام توی دل شب، با تو صحبت کنم، همونطور ك همیشه صحبت میکردیم، میخوام از دلتنگیهام برات بگم و از اینکه چقدر بیتابِ تو هستم، اما تو خیلی از من دوری، خیلی و من فقط میتونم به صدای تو توی ذهنم گوش کنم، امیدوارم توام به فکر من باشی، چون خیلی وقتا حس میکنم وقتی به ستارهها نگاه میکنی، به فکرمی ، میخوام بدونم توام همین حس دلتنگی رو داری ؟! یا گاهی یاد خنده هام میوفتی ؟! شبها، وقتی تموم دنیا خاموش میشه، من به یاد تو و تموم اون لحظات شیرین میوفتم و تنها بدون تو میشینم و به ستارهها نگاه میکنم ، ای کاش میتونستم بهت بگم ك چقدر دلم برات تنگ شده و چقدر زندگیم بدون تو ساکته، ستارهها یادآور تو هستن و هر بار ك بهشون نگاه میکنم، یادم میاد ك تو برای همیشه توی دل و قلب و فکرِ من هستی و خواهی بود .
- یآس .
شبِبیستاره .
🤍 .
[ تایم فدات ]
توی این تایم ، گفتنِ تایم فدات یه جملهی معمولی نیست ، یه اعتراف بزرگه، اعتراف به اینکه توی این لحظه ك خیلیا خوابن، تو برای من همون نقطهی شروعی ك بعد از هر پایانی دوباره از اول شروع میشی ، انگار دنیا بهمون میگه همه چیز صفر شد تا من و تو بتونیم از اول با یه دوست داشتنِ جدید ، برای هم باشیم ، میدونی چقدر این جمله خاصه ؟! از نظر من این جمله یهجور نشون دادنِ توجه و دلتنگیه ، یعنی " تو برای من خیلی خاصی، خیلی مهمی ، وقتی همهچیز توی دنیا صفر شده ، فقط و فقط تو ، توی ذهنمی " ، عقربه های ساعتم انگار مکث میکنن و ازم میپرسن ك یاس امشب قراره به کی فکر کنی ؟ و جوابِ من تا ابدیت تویی ، آره دقیقا خود تو ، کاش زمان قابل لمس بود ، اونوقت میگرفتمش و میزاشتم کفِ دستت و میگفتم بگیرش ، این یه دقیقه برای توعه ، آره خودِ تو، انگار یه رازی بین ماست ك فقط این تایم در جریانشه .
- یآس .