𝖨𝗅𝗈𝗆𝗂𝗅𝗈
پشتِ میز کافه نشستی ، پیش دوستاتی و نگاهشون میکنی ، حواست کاملا به حرف زدن و خندیدن باهاشونه. منم هس
گرمام از بین رفت. سرد شدم. از دهن افتادم.
𝖨𝗅𝗈𝗆𝗂𝗅𝗈
اهنگ نور از سینا ساعی ، "من که نور نیستم" ، حرف زدن تا صبح ، "همون دختره که میاد امریکانو میخوره" ،
زمستون ، اهنگ آدم برفی از آرتا ، هودی طوسی ، موهای بهم ریختهات ، بخار قهوه ، برف ، "مراقب باش دستت نسوزه" ، گونههای سرخ شدهات از سرما ، کیک شکلاتی. یادته ؟
𝖨𝗅𝗈𝗆𝗂𝗅𝗈
"یه لحظه میتونه تا همیشه ادامه داشته باشه ، و همیشه میتونه توی یه لحظه تموم بشه."
اینجا هنوز خیلی تاریکه ، اونقدر تاریک که ممکنه بخورم زمین. چرا چشمام به تاریکی عادت نمیکنه ؟
𝖨𝗅𝗈𝗆𝗂𝗅𝗈
بغل میخوام ، بغل نمیخوای ؟
- میخوام بهت نزدیک باشم ، بغلم کن.
+ غمهاست که انسانها رو بههم نزدیک میکنه.
- میدونم ، ما هردومون غرق در غمیم.
وقتایی که میفهمم حتی شنیدن جملهی "برات خوراکی موردعلاقهات رو خریدم"هم کاراییای نداره ، عمیقا ناراحت میشم