مجبورم نگاه کنم مردم به چیزهایی که من قبلا عاشقانه دوستشان داشتم عشق میورزند.
و چه عذابی بالاتر از دیدن عشق آنها به چیزی است که من دیگر هیچ احساسی به آن ندارم؟
هر روز زندگی کردن، هرروز از جای خود پاشدن و سپس سر خود را بر زمین گذاشتن مانند این بود هرروز قلب خودت را در بیاوری و دوباره به جای خودش بگذاری.