سال ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم، شوقم، شرارم، چیستم?
دیدمش امروز و دانستم" کنون
او به جز من، من به جز او نیستم
ماهیها گریهشان دیده نمیشود؛
گرگها خوابیدنشان؛
عقابها سقوطشان؛
و
انسانها درونشان...
اگر در سرم افعی هم میپروراندم،نیش هایشان با من اینگونه نمیکرد که افکارم میکنند .
به محض اینکه بدجنس و شرور شدند، شروع کردند به صحبت دربارهٔ برادری و همنوع دوستی، به محض اینکه جنایتکار شدند، عدالت را اختراع کردند و برای نظارت بر عدالت، قوانین را تنظیم کردند و برای اطمینان از اجرای عدالت، گیوتین را ساختند.