eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
96 دنبال‌کننده
558 عکس
40 ویدیو
3 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://daigo.ir/secret/9870724432 ناشناس جایگزین: https://harfeto.timefriend.net/17498192030002 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
هنوز دارم شدو اند بون رو می‌خونم، اینترنت ندارم بقیه‌ی سریالشو دانلود کنم ولی یه کتاب دیگه هم شروع کردم به اسم مرداد دیوانه، تا الان که عالی بوده، تیکه‌هاشو براتون می‌فرستم، خیلی کتاب روان و پر جاذبه‌ایه
شرح حال! امروز دوشنبه نمی‌دونم چندم دی دلم برای شما تنگ شده است، ایتا ارور داده است. ما هنوز در سفریم- آره خلاصه 😂 ایتا ارور داده، نمی‌دونم اصلا این پیاما هیچ‌وقت سند میشه یا نه، ولی بعدا می‌تونین ببینین بخندین 😂😂 خلاصه که نت نداریم، به سی‌دی دیدن روی آوردیم، گالری مستفیض شده، زمان کند میگذره، از عالم و آدم بی‌خبریم، شبکه نمایش می‌بینیم، داداشم کتابخون شده (یک امتیاز مثبت برای آدرین!)، هم..... دیگه نمی‌دونم از شما خبر ندارم اصلا خوش نمیگذره 😭 بعد آره دیگه خیلی حرفی ندارم بزنم، دارم سریالای توی گوشیم رو ریواچ می‌کنم، گالریم رو تمیییز می‌کنم، به بازی های گوش روی آوردم و شیش تا کتاب همزمان شروع کردم 😐 اشکال نداره میگذره مراقب خودتون باشید 😘😘❤️‍🔥🔥😭😭✨
هااا دو روز دیگه هم ماه کامله! سازمان خَرفُمَج اعلام کرده به علت قطع بودن سرویس‌های خرید اینترنتی می‌تونین حضوری خرید کنین. چون اطلاع‌رسانی‌ها بسته شدن؛ اعضای قبلی به صورت رایگان یه تیم در اختیارشون قرار داده میشه تا از خورده شدن مردم جلوگیری بشه. ولی اگه از اعضای جدید هستین یا هنوز ثبت‌نام نکردین بعد باز شدن راه‌های اطلاع‌رسانی تماس بگیرین تا یه تیم برای تمیزکاری و درمان و بهبود بفرستیم و خورده‌شده ها و زخمی‌ها رو جمع و جور کنیم. ماه کامل خوبی داشته باشید با تشکر، مدیریت سازمان خرفمج 🙏🌹
تو این قطعی به اعضای جدید هم خوشامد میگیم 😂😂💔
سه شنبه شرح حال بابا حداقل گوگل رو باز کنین! هفت میلیون آدم لنگ گوگل هم موندن هیچی کار نمی‌کنه! 😭 این چه وضعشه 😭 بگذریم اومدم بگم که نسخه‌ی انگلیسی و فارسی خوب‌های بد بدهای خوب دو نسخه‌ی کاملا متفاوت از تدروس ارائه می‌کنن. 😂💔 خیلی فرق دارننن، تازه تو نسخه‌ی انگلیسی کمتر ابهام دارههه، ترجمه‌ی خوبه‌ها ولی بعضی جاهاش با اشتباه کردن ضمیر خراب شده همچنین کتاب هر دو در نهایت می‌میرند رو شروع کردم. تا الان حداقل سه چهارباری زدم زیر گریه. خیلی موضوع عجیبیه ها! منو یاد داس مرگ میندازه. با این تفاوت که این آدم رو غمگین می‌کنه ولی داس مرگ آدم رو بی‌اندازه شگفت‌زده می‌کرد! یعنی خیلی شگفت‌زده و شوکه و متعجب. آره خلاصه در آرامش بمونید. دوستتون داریم، ایشالا زود زود زود وصل می‌شیم بوس بهتون.
فردا هم ماه کامله مراقب گرگینه‌هاتون باشید 🌙🐺
00:00
الو؟
چهارشنبه...
خب آدام سیلورا هر‌چی تونست از من فحش خورد، آماده بودم کتاب رو از پنجره پرت کنم پایین آره خلاصه، تجربه‌ی خیلی خوبی بود بخونینش، جلد دوم بمونه برای ریکاوری بعد افسردگی، فعلا بریم برای بقیه‌ی کتاب‌ها منم که اصلا گریه نمی‌کنم (خیلی گریه کردم 😭)
دلم براتون خیلیییی تنگ شدههههه‍ (عین احمقا هی پیام میدم با اینکه می‌دونم نمیاد )
داشتم یه سری پیامای قبلیمونو نگاه می‌کردم، عادت کردم که همه‌ی چیزهای به یاد موندنی رو اسکرین بگیرم و تو یه آلبوم تو گالری نگهشون دارم. مثل یه آرشیو از حرف‌های قشنگتون که بهم امید میده اونجا رو که می‌خوندم تازه یادم افتاد چقدر دوستون دارم به قول رینا:«ما یه خونه داشتیم، حالا دو تا داریم.» گاهی به جای یه خونه ما چند تا خونه پیدا می‌کنیم، جابه‌جا شده بین خونه‌هامون به این معنی نیست که جامونو تو خونه‌های دیگه‌مون از دست می‌دیم، به این معنیه که داریم رشد می‌کنیم. مثل غنچه کوچولوهای نازی که یه روزی گل میشن. ولی قول بدین وقتی گل‌های محکمی شدین به من سر بزنین و بهم بگین چه کارایی که تو این دنیا نکردین. من برای همیشه اینجا توی این ایستگاه کوچولوی روشن و پرستاره منتظرتون می‌مونم تا کنار آتیش یه شیرکاکائو بهتون تعارف کنم و داستانتون رو بشنوم. هر داستانی ارزش شنیدن رو داره. دوستدار شما آدرین ❤️‍🔥