«چند گامی بازگشتم؛ برف میبارید.
باز میگشتم.
برف میبارید.
جای پاها تازه بود اما،
برف میبارید.
باز میگشتم،
برف میبارید.
جای پاها دیده میشد، لیک
برف میبارید.
باز میگشتم،
برف میبارید.
جای پاها باز هم گویی
دیده میشد، لیک
برف میبارید.
باز میگشتم،
برف میبارید.
برف میبارید. میبارید. میبارید...
جای پاهای مرا هم برف پوشاندهست.»
هدایت شده از بدرود My library 📚 | 🌕 کافه کتاب
تو امتحان فقط از نکاتی که مشخص کردم سوال میاد خوب مطالعه کنین اون بخش ها رو✅