eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
95 دنبال‌کننده
563 عکس
40 ویدیو
3 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://daigo.ir/secret/9870724432 ناشناس جایگزین: https://harfeto.timefriend.net/17498192030002 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/station34/2500 ۱ یکی از دوستام یه جک گفت ۲ نمی‌دونم. پوستمو می‌کنم عجیبه یا نه؟ کلا باید یا پوست یا لب یا ناخنمو یکنم. ۳ پیش یه نفر که از دستش دادم و دلم خیلی براش تنگ شده. ۴ گوجه خام. (یعنی گوجه درسته رو با گاز گرفتن عین سیب بخورم) ۵ (تصوارتتون بهم میریزه ها😂) شیش هف هش باقرزاده ۶ کتاب ۷چیزایین که صرفا برای خودم و دوستام خنده دارن چون کلی قضیه پشتشونه. ۸ کرم کتابم دیگه ۹ سریع کتاب خوندن؟ خیال پردازی؟ ۱۰ حول و حوشه دوهفتس قراره پشت آینمو تمیز کنم اما واقعا وقت نمیکنم. ۱۱ دورو نبودن. هیچکس بقیه رو مجبور نمیکنه که کنارش باشن پس چرا باید دورو بود و دروغ گفت؟ البته شاید همه رو مجبور به بالا بردن مطالعشون کنم که این اتفاقا و چیزای مشابهش اتفاق نیفته ۱۲ یه چیزی نوشتن، قدم زدن °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° وای پوست لب رو منم هستم- گوجه اگه سفت و تازه باشه با نمک خیای خوشمزه‌ست😂😭 واهایییی کرم کتاب خیلی باحالیییی😂😂😂😭😭😭
۱۷، خواب دیدم هری دختره، جینی پسره ، منم تدی لوپینم و از هری اینا بزرگترم. بعد مادربزرگ واقعیم و عمم و زنعمو بابام عضو محفلن خونه مامان بزرگمم محفله. اسنیپ اومد و رفت، بعد مرگخوارا حمله کردن، مودی دستگیرشون کرد هری و دو سه نفر دیگه رو برد یه جایی به منم معجون دادکه شبیه هری بشم. بعد مامان بزرگم داشت برا دامبلدور آش پشت پا می‌پخت و قورمه سبزی درس می‌کرد. مک گونگال و جیمز و لیلی و تانکسم کمک می‌کردن، بعد زنگو زدن بلاتریکس با پیرهن ساحلی صورتی اومده بود خواستگاری هری برای ولدمورت. با هزار بدبختی دکش کردیم. تا هری اومد رفتم کتکش بزنم بیدار شدم. یه بارم خواب دیدم حمید لولایی ژانوالژانه، ولدمورتم آدم خوبیه و مدیر هاگوارتزه. تهش حمید لولایی دبیر دینی و عربی هاگوارتز شد. (این خودش خیلی طولانیه ) °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• ذات خواب واقعا چیز عجیبیه😂😂😂😂😭😭
https://eitaa.com/station34/2500 ۲۲ میرفتم توی خزانه بانک مرکزی می‌نوشتم من اینجا دزدی کردم، اما به هیچی دست نمی‌زدم تا تهش تو کنجکاوی بمونن.🤣 ۴۶ جادوگر احتمالا ۴۸ یه انگشتر که ذهنو کنترل می‌کرد،اما باید یه مقدار از خونمو قربانی می‌کردم. ۴۹ جادوگر ۵۴ از اونجایی که همیشه خوابم هیجان انگیزن، سجده.شکر به جا میارم.😂😂 (مثلا همین دیشب خواب دیدم که یه بنده خداییم که داشتم یه داستان می‌خوندم بعد به همون داستان تناسخ پیدا کردم که خیلی رندوم فک و فامیل و خانواده جدیدم، خانواده واقعی خودم بودن😂) °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• وای من از شنیدن خواب‌های دیگران خوشم میاد، از این بعد بیشتر درمورد خواب‌هاتون برام تعریف کنید خیلی باحالن😂😭😭
به نظرم همه چیز کاملا مشخصه توصیه میکنم کتاب خودآموز دیکتاتورها رو بخونید هرچند که الان داریم زندگیش میکنیم ولی میتونه مفید باشه °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• (از اینکه کتاب معرفی کردی خیلی خوشم اومد دمت گرم)
سلاممممم،بالاخره زنده شدیم ✨✨✨ احساس میکردم که مثل انیمیشن رایا و آخرین اژدها مثل مردم سنگ شدیم و الان بالاخره نفس کشیدیم °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° سلام نایریکا جونییی😭🤍✨
منظور از غمم گینه چیه؟ نصف کانالایی که توشک اینو میگن نمیفهمم...فرق خاصی با غمگین خودمون داره نمیدونم؟🚶🏿‍♀️ °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
خب دیگه اینا واقعا آخرین پیام ها بودن دیگه چیزی نیافتم...