eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
95 دنبال‌کننده
563 عکس
40 ویدیو
3 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://daigo.ir/secret/9870724432 ناشناس جایگزین: https://harfeto.timefriend.net/17498192030002 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
ایستگاه آخر پیاده شم. بعد اولین اتوبوسی که اومد سوار شم و دوباره ابستگاه آخر پیاده شم. و انقدر این کارو تکرار کنم که حتی دیگه خودمم ندونم کجام. و این بین فقط به مردم نگاه کنم، فکر کنم، آهگ گوش بدم، و با خودم حرف بزنم ۲۸. توی آزمون آزمایشی کنکور رتبه خوبی آوردم. ۲۹. وقتی زمانو نگه داشتم؟ نفس میکشیدم. فقط نفس میکشیدم و میذاشتم روحم چند دیقه از گذر زمان و زندگی استراحت کنه. ۳۰. من آدم پرحرفی ام رازی ندارم😂 ۳۱. چت گروه کلاسی امون ۳۲. به ولله که یادم نیست... ۳۳. هیچکی... با خودم حرف میزنم... ۳۴. کسایی که پرتلاش و با پشتکارن و به اهداف بالا فکر میکنن و طرز تفکر عاقلانه ای دارن و با درک و شعورن (از این تیپ شخصیتا متنفرم ولی در نگاه اول جذبشون میشم...) ۳۵. اینکه حس کنم بقیه ازم حس خوبی نمیگیرن. حس °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° میکنن اضافه ام، رومخشونم، یا اذیتشون میکنم ۳۶. زیر کابینت تو شب (حس میکردم الان یه دست از زیرش میاد بیرون و مچ پامو میگیره و میکشه) ۳۷. نمیدونم. شاید runaway اونجایی که میگه take me home, take home where i belong یا اونجایی که میگه i can take no more ۳۸. نمیدونم. بذار بهش جواب ندم چون شب نمیذاره بخوابم ۳۹. چیزای یکه نفهممشون یا توشون احساس بد بودن بکنم. ۴۰. Family line و Human ۴۱. من خیلی وراجم چیزی نیست که بقیه ندونن😂 همونکه با یه آدم تو سرم حرف میزنم؟ یه مدت خودم تازه کشف کرده بودم چقد حسودم و برام خیلی عجیب بود... آدمی ام که خیلی زود با هر فشاری کنار میام؟ عاها این. واقعا بی قید و قرض آدمارو دوست دارم ولی تازگیا فهمیدم آدما باید دلیلی داشته باشن تا کسی رو دوست داشته باشن... ۴۲. باورمو °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° عااااااااااا😭😭😭😭😭😭✨✨✨✨
۴۳. تازگیا family line. زیارت عاشورا هم زیاد گوش میدادم ولی نه پنهونی... (چقد بی ربط...) ۴۴. نمیدونم:) سخت نیست زود معلوم میشه... دیگه چشمام برق نمیزنه... ۴۵. یادم نیست جدی... ۴۶. نمیدونم خیلی سخته! دوست دارم الف باشم ولی اینکه چی ام رو نمیدونم! ۴۷. ... نمیدونم... (حس میکنم دارم این جمله ارو زیاد میگم...) یه بار خواب دیدم یه نوزان داره چشم یه نوزاد دیگه ارو درمیاره و میخوره ۴۸. احتمالا یه در به یه دنیای دیگه بود ولی به ازای هر مقداری که تو اون دنیا میگذروندم از عمرم کم میکرد. شاید هم با همین بها یه چیزی که تو ذهنمه ارو واقعی میکرد. ۴۹. گربه ای که تبدیل به آدم میشه ۵۰. از طرف شخصیتیه که همیشه تو ذهنمه و نوشته بالاخره پیدات کردم ۵۱. صدای بی دلیل بچه؟ کلا صدای کسی که نیست ۵۲. راجب خودم؟ اینکه °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° چقدر از اینکه مدام باید ادای مارو دربیاره خسته است؟ شایدم میگفت وقتی گریه میکنم چقد زشت میشم😂 ۵۳. ساختمون خرابه یا نیمه کاره. ۵۴. ینی چی- ۵۵. یه زن کره ای اگه اشتباه نکنم هست که یه مردی دقیق یادم نیست دهنشو از دو طرف پاره کرده. این میاد سراغ آدمای خوشگل و ازشون میپرسه من خوشگلم یا نه؟ اگه بگی نه که میکشتت اگه بگی خوشگلی (این کلمه تو همون زبون شبیه دهن منو ببر کن تلفظ میشه) با قیچی دو طرف دهنتو پاره میکنه... °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• چه خواب ترسناکی-... واهایییی چقدر خوشم میاد این چیزای کوشولو رو درموردتون می‌خونم😭✨✨ از این افسانه خوشم میاد-
بقیه هم بگید اگه حوصله ندارید همش رو جواب بدید فقط به اونایی که بیشتر خوشتون میاد جواب بدید
https://eitaa.com/station34/2575 میشه بیای دنبالم؟:) °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
https://eitaa.com/station34/2578 جیگرم خون شد °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
حمایت میکنی ؟ https://eitaa.com/fallinlove67 °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• حمایتتت✨
https://eitaa.com/station34/2500 ۲،۱۹،۳۱،۳۳،۳۷،۴۹ °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• ۲_عادت عجیب غریب که کلا زیاد دارم ولی اینی که توجه اطرافیان رو جلب می‌کنه بعضی اوقات بسته به حالی که دارم حرف زدنم و صدام عجیب میشه...مثلا انگار لحجه های خارج از ماتریکس زبونم رو تسخیر می‌کنن خیلی عجیب و غریب حرف میزنم😂😂 ۱۹_کار! واقعا اگه هیچ کاری برای انجام دادن نداشته باشم کلافه میشم ۳۱_هیم...الان می‌فرستم... ۳۳_به هیچکس پیام نمیدم- ۳۷_هیممم² اینم الان می‌فرستم ۴۹_چی؟ منظورتون چیه من کاملا باور دارم که تمامشون وجود دارن...
۳۱_
آدرین بیا نوبت شمایه
خب از اونجایی که خیلی با خوابای کرم کتاب حال می‌کنین می‌خوام امشبم براتون یکی تعریف کنم. شب قبل امتحان دینی بود، دیروزشم امتحان عربی داده بودم. حالا من خواب دیدم حمید لولایی ژانوالژانه رفته پیش بابای یه پسره گفته پسرت خلافکاره باید دستگیرش کنم بابائه هم میگه خودم فلان جا بهت تحویلش میدم. لحظه تحویل پسره فرار میکنه میره هاگوارتز. (اینا رو حالت فیلم میدیدم) بعد صحنه عوض شد دیدم تو هاگوارتزم دامبلدور مرده. بعد مثلا خیلی سال بعد بود. نمی‌دونم چرا کلا شخصیتش فرق داشت. با دانش آموزا مهربون بود و هواشونو داشت و کلا همه عمو تام صداصداش می‌کردن. بعد تو هاگوارتز نماز جماعت برگزار میشد حالا اون موقع سالگرد دامبلدور و روز امتحان ساس بود. براش میز چیده بودن، حلوا و خرما یه عکس گندشم روش بود. P1 °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° ولدمورتم تو خوابم نمی‌دونم چرا مدیر بود میگفت استادم فوت کردن من خیلی ناراحت شدم ولی بعد با خودم گفتم قوی باش. تو دست پرورده ایشونی، ایشون نمی‌خوان تو ناراحت شی و.... مک گونگالم پشت صحنه اشک می‌ریخت. بعد ولدمورت قرآن خوند. یهو صدای انفجار اومد حمید لولایی و پسره اومدن وسط مراسم. خلاصه یه جنگی شد. بعد پسره خیلی قوی بود. یه نبرد خیلی سخت بین اون و مک گونگال بود. اخرش رون با یه حرکت قهرمانانه کشتش. و با یه طلسم همه خرابیا رو درست کرد. مک گونگالم هی میگفت افرین پسرم من بهت ایمان دارم. عمو تامم عکس دامبلدورو گرفته بود و اشک می‌ریخت میگفت الان بهت افتخار میکنه. بعد به حمیدلولایی گفت اقای والژان هدفتون چیه؟ اونم گفت من از شکارچی جایزه بگیر بودن خسته شدم می‌خوام معلم عربی هاگوارتز بشم. P2 °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° اگه اجازه بدین. اونم قبول کرد. بعد صحنه عوض شد تو نمازخونه داشتیم نماز می‌خوندیم. نماز که خوندیم عمو تام کلی سخنرانی کرد و مطالب کتاب دینیمونو گفت. بعد راجع به خوبی های تقلب نکردن گفت و بهمون نقل داد گفت برای شادی روح دامبلدوره ایشالله موفق میشین. بعد رفتیم سرکلاس عربی ژان والژان. اخرشم امتحان ساس عربی دادیم.😂😂 P3 °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•