eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
109 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
96 ویدیو
6 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3613096 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/station34/3800 آدرین آیا در اسمت یه ز/ض هم داری؟ ______________ ناه ندارم 😭 به چه اسمی فکر‌می‌کردی؟
https://eitaa.com/station34/3812 آبجیییییییی _________________
https://eitaa.com/station34/3816 آدرین کردی؟ _____________ 😂 نه یه ریشه‌ام تهرانیه، یه ریشه‌ام ترک مامانم این اسم رو‌ دیده و خوشش اومده یه جورایی اسم بین‌المللیه، تو اکثر زبان‌ها معنی داره؛ البته مامان اون موقع فقط می‌دونسته معنیش میشه امید و پناه
عاقا شما خیلی نامردین همتون اسم ادرین رو میدونین به ماها نمیگین گوگل نمیاره سرچ کنم کردی هم بلد نیستم فقط در این حد میدونم که نمک و تخم مرغ و خدا همشون میشن خاا(مطمئن نیستم اینم) اگه اشکال نداره اسمتو بگو ______________ منم کردی بلد نیستم 😂😂😭😭💔 نه دیگه بزارین نگم- 😭 اینا همه خودشون فهمیدن
https://eitaa.com/station34/3811 والا یه بار که تو پولی با بارتی چت می‌کردم ازم مشاوره گرفت به یه بنده‌خدایی اعتراف کنه. فعلا زندگی عاشقانه من رو هواست.😔 _________________ نهههه ببیننننن این از تووووو پرسیده که ببینه چجوری بهت اعتراف کنه خوشت میادددد
https://eitaa.com/station34/3827 بیخیالش. ______________ ‌😭😭
https://eitaa.com/station34/3825 آخ من شرمنده حواسم نبود... ای بابا! کتاب خودش ماجراجوییه اینجوری نگو. کتاب موردعلاقه ی بچگیت چیه؟ __________ سرزمین سحر آمیز 😭 اولین فانتزی‌ای بود که خوندم (جزو همون اولین کتابایی بود که خوندم) هنوزم دارمش 😭
اسمت اِدرینا نیست؟ ___________ نه 😂😭💔
من بارتی و کرم کتاب رو‌به هم می‌رسونم بعد می‌میرم-
https://eitaa.com/station34/3832 داداش اعترافشو کرد ساعت قرار اولشم مشخص کرد تازه می‌گفت تو از کسی خوشت نمیاد بهت کمک کنم؟ خیلی خوب بهم مشاوره دادی. حالا اون دختره کی بود هم بماند که نمکی بر روی زخممه.😔😭 ________________ نه نههه ببیننننن این می‌خواسته حسودی کنیییی 😭😭😭 ببین ازت پرسیده از کسی خوشت میاد یا نههه بهش بگو آره تا از حسودی بمیره، بعد بهش بگو ازش خوشت میاد-
https://eitaa.com/station34/3834 عجب اسمی! راجب چی بود؟ از چه انتشاراتی بود؟ _______________ راجع به سه تا بچه بود که یهو تو زیرزمین خونه‌ی یکیشون یه راه‌پله به سمت یه دنیای دیگه پیدا می‌کردن بعد هی می‌رفتن اونجا خیلی خوب بودد😭😭😭😭😭😭😭 ناشرش رو یادم نیست واقعا 😔😔