در هنگام طلوع خورشید، جهان خورشید برای لحظهای واقعی میگردد
موجودات از چشمهی صبح مینوشند و آسمان پرده از راز هایش برمیدارد
در آن لحظه اگر چشم ببندی و نفست را حبس کنی جرقهی حقیقت را در قلبت حس خواهی کرد و شاید درک کنی که خیال همان واقعیت پوشیده شدهای است که فقط با ایمان کودکانه میتوان آن را دید
شاید رودها رگ های زمین باشند و با هر تپش دریا که قلب باشد آب حیات را به مردم هدیه میدهد
برف آن هم در روزهای گرم؟ نه، شاید آن خون قلب پاک ماه باشد که از ظلم انسان ها بر روی زمین به درد افتاده است