از لورال چخبر دلم واسش تنگ شد- بگید بیاد منو از تارتاروس نجات بدههه #mahya
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
لورال احضار شوووو😭 (آتیش زدن پول و سکه های طلا-)
خدافظ شوما هیولا ها الان میرسن باید برم پناه بگیرم😔🎀 #mahya
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
همین که دوباره تونستی ارتباط بگیری خبر بدههه😭😭💖
سولی، ادرین خوابتونو دیدم! خواب دیدم تو هال خوابم و وقتی بیدار شدم دیدم بابام تو آشپزخونه است و کیف من که عکس گوزن روشه دستشه. بعد بابام شاکی بهم گفت کرم کتاب این چی کیفیه داری؟ دیشب این کیفت دستم بود و خوابیدم، همش خواب دیدم گوزنم. منم اصلا نپرسیدم چرا باید کیف من دستت باشه و بخوابی. رفتم اتاقم یهو نمیدونم چرا دیدم مگنس چیس با یه پسره که موهای سیاه تا رو شونه داشت و دم اسبی کرده بود دارن از رو پشت بوم یه هتل سقوط میکنن. بعد صحنه عوض شد و من و مگنس پیش شما دوتا بودیم. (قیافتونو دیدم ولی هر چی فکر میکنم یادم نیست، بعد جالب اینجاست که همه چی حالت آرت طور بود ولی ما سه تا واقعی بودیم.) بعد مگنس تعریف کرد که من و نمیدونم کی کی اشتباهی به حای اینکه بریم هتل والهالا رفتیم یه هتل واقعی و همون شب تمرین نمایش داشتن. بعد دوستمو با شاهزاده رویاها اشتباه گرفتن، منم گفتم کارگردانم فرار کردیم ولی ماه دیگه باید بریم برای اجرای نمایش. الان کمک میخوایم. بعد یهو سولی بشکن زد و با تخته وایت بردی که نمیدونم از کجا اومده بود شروع کرد به تعریف کردن که اینا طرفداری آرتمیسن که از اینکه پرستنده های معبد آپولو بیشتره ناراضین و معتقدن این افزایش طرفدارای آپولو نظم شب و روز رو بهم میزنه و باعث گرمایش زمین و آب شدن یخای قطبی میشه. بعد مگنس گفت خب اینا هدفشون چیه؟ ادرین گفت : اینا هر شب مرمرای ورودی معبد آپولو رو میکنن تا پرستندهها جا نداشته باشن و بیان معبد آرتمیس. البته حقم دارن خب. بعد به ماها گفت: مگنس اینا خطرناکن تو و اون دوستت حتماباید برین نمایشو اجرا کنین یه چیزی سرهم کن بنویس. برای دوستتم یه نقش بذار. کرم کتاب تو و سولی و منم میریم تو تماشاچیا که اگه کمک خواستن کمکشون کنیم. بعد رفتیم برای اجرا و نمیشد
بعد رفتیم اجرا و ببینیم و مگنس با عینک آفتابی و کت و شلوار و اون یارو دوستش با لباس نمایش بود با یه میوه خردل (واقعا خردل بودا، نه اینکه لباسشوپوشیده باشه و نمیدونم از کجا فهمیدم این خردله چون بیشتز شبیه کاکائو بود الان که فکر میکنم) و یه چیز سم دیگه هم که متاسفانه یادم نیست که این بنده خدا خنک میزد. بعد خردله قیافشو چرخوند گفت این کیـ، سریع مگنس پرید بغلش داد زد خردل دلم برات تنگ شده بود و ماهم داشتیم میخندیدیم که خواهر بیدارم کرد. #کرم_کتاب
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
واهاییییی این چه خواب خوبی بوددد😂😭😭😭✨✨
(کرم کتاب ملکهی خواب و رویا های باحال🥺✨✨)
وای تخته وایت برد جادوییم اونجا تو خوابت چه کار میکرددد😂😭
ولی حیف که هارتستون تو خوابم نبود.😭 خیلی دوستش دارم.😂 #کرم_کتاب
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
منم خیلی دوستش داره خیلی نازههه😂😭😭✨
گالری مامانم که همش دست آبجیمه رو باز کردم... و با حجم زیادی اسمر فود مواجه شدم☺️ (روزه ام) #little_M
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
پزپزپزپبمیمیم🤣🤣
یکی از رفیقام میگه هر وقت حتی توی روزای عادی هم روزه میگیرم اکسپلورم کلا میشه غذا
و منم شاهدم بنده خدا واقعا اینستاش باهاش لج داشت😂💔
اینکه آبجیم کانال جدید پیدا کزده و گالری مامانمو پوکونده رو کاری ندارم. یه ویدیو دیدم. زنه سالگرد ازدواجش بود و قرار بود آرایشش کنن. و پسرش پشت سرش بود و اون میگفت چجوری باشه... پسرش باید میپسندید! پسرش خیلی بچه بود! برگانم ریخت! #little_M
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
شایدم چون ویدئو بوده میخواسته کلاس بزاره-
یه سری هم ویدیو پک لوازم آرایشی داره که طرف داره بسته بندی میکنه واسه مشتری و توضیح هم میده. نه تنها نصفشون که ترنده اصلا سلیقه من نیست بلکه نصفشم نمیشناسم و اصلا نمیدونم چی هست🤣 (اوج آرایش کردنم بالم رنگیه... (جدی بعد کنکور باید برم یکم آرایش کزدن یاد بگیرم... به هرحال شوهر که میخوام بکنم... (زر میزنم شوهر بهونه است خودم خوشم میاد... (خب چندتا پرانتز باز کرده بودم؟))))(کافیه؟)) #little_M
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
واهایییی منم هیچی بلد نیستم درکت میکنم😂💔
یکی از دوقلوها رفته بود خرید عید
بهش میگم چی خریدی میگه لوازم آرایش
میگم خب همون لوازم آرایش چی خریدی میگه به خدا نمیدونم فقط میدونم رنگ میدن😂💔
بوه ها من دغدغه ام شد... اینایی که اسمرفود ضبط میکنن چاق نمیشن؟ #little_M
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
کنجکاو شدم-------
بچه ها میدونستید اگه السا و آنارو قاطی کنیم میشه النا؟😃 (همیطو بیربط...) #little_M
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
چه باحااااااااللللللللل🥺🥺✨✨✨