eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
112 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
95 ویدیو
6 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3613096 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
خو الان تیکه‌هاش رو می‌فرستم
آها
ایزابل و جیدن مجردن، ولی توماس ازدواج کرده؛ اسم همسرش نوریا ست. جیدن هم قبل مرگ کیلب یه خانمی‌ای داشته به اسم سارا (نامزد بودن) که بعد ولش بکرده و برفته (آه جیدن، تو خیلی سردی) آره خلاصه
خدایا مغز من رو شفا بده نمی‌دونم چی زدم ولی صددرصد نامرغوب بوده-
خو حالا اینا میرن دیگه. ولی خو کولدن بهشون میگه یکی از مامورهای اونجا هست که خیلییییی بهش ارادت داره (خود کولدن خیلی چیزها رو بهش یاد داده، یادتون نره کولدن ژنراله، پنجاه سالش هم هست، البته سن دقیقش رو نمی‌دونم، اگه تونستم پرونده‌ش رو گیر بیارم بهتون میگم چند سالشه)
مرگ کیلب رو داره میگه (😭😭😭😭)
جیدن core: (کلا اعصاب نداره اگه دقت کرده باشین.)
روند داستان گم شد 😂
خو اوکی
اینجا ژنرال کولدن برگشت بهش گفت باید باهاشون کار کنی، نزدیک بود ژنرال رو قورت بده-
کولدن:
داشت سعی می‌کرد اطمینان بده