حالا بعدش هم آلبرت رفت سراغ کرم ریزی به جیدن، جیدن هم عصبی شد داشت آلبرت رو قورت میداد که ایزابل و اکو میکشنش عقب
(کاش میذاشتن دلقک رو قورت بده-)
و بعد اکو اینجوری بود که:
داداش، من جیمز رو (ژنرال کولدن) خیلیییی دوست دارم، ولی به خدا بابام نیست.
(جیمز هم اگه اکو رو زودتر میدید به فرزندی میگرفتش. متاسفانه وقتی اکو رو دیده اکو نوزده سالش بوده و بالای سن قانونی-) 👩🔬