https://eitaa.com/station34/5880
خب دیگع دارم غیرتی میشم بسه بسه توماس خیلیم خوب بود ایش حتی گالی هم اون آخرا خوب شددد جز ترزا که هنوز باهاش کنار نیومدم و اون یارو صورت موشیه و دکتر پژ دکتر پژ بود دیگه؟ بقیه اوکی بودن تا جایی که یادمههه
#yggdrasil
_____________
اون قسمت آخر، اون تیکهکه نیوت نذاشت توماس گالی رو بزنع- 🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
https://eitaa.com/station34/5884
عه وا اره ایگیم
#yggdrasil
_____________
الان میزنمممم
https://eitaa.com/station34/5884
جر😂 اتفاقا من چندشب پیش داشتم برنامه میریختم که اگه تناسخ کردم چیکار کنم بعد آخراش دیگه به نیوت گفتم که از یه دنیای دیگه اومدم و ازم پرسید دنیات چجوری و منم شروع کردم وضعیت سیاسی خاورمیانه رو شرح دادن و اتفاقات این چندسال ایرانو براش گفتم🤣☠
#little_M
________________
میپهیدقنسمینینتبمبنبمیمیممثپسویممیپ
قیافهی نیوت بعد شنیدن اینا:
https://eitaa.com/station34/5885
بابا ذهن مریض خودم به اینا فکر میکنه نکن حالاااا😂😪 تصوراتم رو به فنا نده یزید_ ایشالا که آدم خوبه🙇♀️ عامو چیبگم😔
#yggdrasil
_____________
https://eitaa.com/station34/5895
ارهههه اینطوریم که نه میتونم دوستش داشته باشم نه دوستش نداشته باشم
#yggdrasil
_____________
هعییی 😭
چون امتحان دارم فردا و باید زود برم تند تند میگم پدینگتونی که نمیشناسمت اما منو میشناسی(نمیدونم چجوری) خیلی ممنونم ازش خرس قهوه ای نرمالو و گوگولی مهربون😭✨✨✨ و https://eitaa.com/station34/5700 بوسسس البته یه مدتی سرم شلوغه اما پی وی هستیم آدرین جان--- و بازم ممنونم و آره خیلی نجوم رو دوست دارم😭✨ جذاب و بی نهایت و متعلق به همه ست(واکنش اونایی که ستاره میخرن وای---) و اینکه کلاستون خیلی قشنگ بود و انقدر تمیز کردین مثل عکسای هوش مصنوعی شد😭😂 ما هم کتابخونه و این ها رو مرتب یا تمیز میکردیم یا کمک میکردیم تو کار ها(آخرشم ازشون جایزه میگرفتیم به پاس خدمات ارزشمندمون---) و اینکه مشتاقانه منتظرم بیای با هم آسمونو تماشا کنیم، آسمون آبی روشن، صورتی آبی، و ته رنگ نارنجی و بنفش و یا یه شب پر ستاره ( و آنقدر آن هارا تماشا کرد تا در آسمان صبح دم یکی یکی نا پدید شدند. امیلی و جست و جو) راستی سولی چند روز پیش درباره ی حمام روح گفت. دقیقا، هر وقت احساس میکنی تیرگی های روزگار وجودت رو فراگرفتن، یه حمام آسمانی باعث میشه تیرگی ها از وجودت رخت بربندند و احساس کنی روح تازه ای در وجودت دمیده شده. یه جا دیگه تو امیلی و صعود: احساس میکرد در حمامی اهورایی تیرگی های روحش را شست و شو می دهد. خالی از لطف نیست که بگم امیلی بعد گفتن این جمله تاسف خورد که چرا دفترش همراهش نیست که اینو توش بنویسه😭✨ دوستون دارم و شب بخیر و خدانگهدار🥰🏰✨
#کتابخون
_________________