ترجمه:
بروس: بیاین دو تا میز رو بهم بچسبونیم.
هاروی: مطمئن نیستم که بهمون اجازه بدن.
بروس: اوه میدن، من صاحب اینجام.
شب درست پیش از طلوع تاریکتر است. و من به شما قول میدهم، طلوع نزدیک است.
-هاروی دنت
خدا رو شکر سولی هست ناشناسا رو گردن میگیره من عین روح میام تسخیر میکنم میرم.
ولی حتی یه لحظه هم فکر نکنید ولتون میکنم حالاحالاها گیرم افتادید دوستان. فقط یه ذره در سربالایی نمیدونم دارم چیکار میکنم گیر کردم.
بیاین ناشناس بهم بگین کدوم بخش رو بهتر دوست داشتین و دفعهی بعد کی رو بذارممم
(دیدین رندوم اسماشون رو میشنوید ولی نمیدونید چه خبره، بیاین صرفا اسمی که شنیدین از هر جایی رو بگین)