eitaa logo
Light 🇵🇸
145 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
416 ویدیو
1 فایل
Full of pain tired of anyone looking for real support Welcome to my mind ♡~ way of communication:] https://daigo.ir/secret/2576594476
مشاهده در ایتا
دانلود
وای وای وای انقدر عصبیم از دست معلم فنونمون یک ساعتو نیم درگیر تمرینای تقطیعم بودم ببینم کدوم شبو جا انداختم که تکلیف شب سیزدهم رو شب دوازدهم فرستادم 😂😭
احساس میکنم کور شدم از بس دقت کردم
شما پیامش رو نصف شب دیدی "رسیدم زنده‌ام" نمی‌دانستی که اون آخرین پیام است لبخند زدی گوشیو خاموش کردی خیال کردی که فردا صبح با هم حرف می زنید با خوشحالی خوابیدی چون به رویاش رسیده بود تنها رویای بچگیش یعنی صعود صبح شد ولی اون صعود نکرد بلکه سقوط کرد به نظر می رسید بعد از رسیدن به رویایش دیگر مجالی برای نفس کشیدن وجود نداشت لبخند می زدی و اشک هایت بی صدا گونه های گرمت را نوازش می کرد احساساتت چه بود؟ افتخار؟ ترس؟ غم؟ فقدان؟ تنها چیزی که میدانستی این بود که دیگر او در کنارت نیست https://eitaa.com/joinchat/77268243C330ecce1d8
شما هنوز هم بعد از ۵ سال لباس سربازیش را می‌شویی اتو می‌زنی و روی چوب لباسی مرتب می‌گذاری انگار که بخواهد فردا بپوشد و برود همه گفتند رفته است ولی هر شب صدای قدم هایش را از کوچه می‌شنوی آرام و آهسته درست شبیه او شما هنوز هم منتظری با لبخندی درخشان جور عشقت را می‌کشی آن هم با انتظار. احساساتِ درونت اجازه نمی‌دهند که رفتنش را باور کنی و هیچکس نمی‌فهمد هر بار زنگ در به صدا در می‌آید دلت دوباره روشن می‌شود که شاید او باشد https://eitaa.com/Rahil1405
فکر می‌کردی عطری وجود نداشت که آن را استشمام نکرده باشی هر روزت را با عطرهای جدیدی که برای مغازه‌ات آمده بود شروع می‌کردی اما آن روز بویی آمد که همه دنیا ایستاد عطر کسی که دیگر نیست چیزی گفتی و چیزی شنیدی اما هرچه که بود باعث شد از آن روز دیگر هیچ عطری را باز نکنی که مبادا یادآور آن روز باشد تنها دلخوشی تو این است که خوشبخت است خوشحال است دلدارش کنارش است زندگی می‌کند می‌خورد می‌خوابد عشق می‌ورزد کارهایی که حالا برای تو انجام دادنشان سخت است تا به حال کارت به سخره گرفتن تمام عشق‌های در یک نگاه بود آخر مگر می‌شود با یک نگاه عاشق شد؟ در عقلت نمی‌گنجید و حالا درد نداشتنش طنابی شده بود بر گلوی تو، هرچه می‌فشرد زندگی به پایان نمی‌رسید https://eitaa.com/mjholat
روزی که رفتی گفتی "منتظرم باش برمی‌گردم" اما چمدون سفیدت تو صف هواپیما گم شد انگار زندگیت هم با اون گم شد یعنی هیچ وقت پیدا نشد فرار کردی هیچ وقت حاضر نبودی با واقعیت روبرو بشی هیچ وقت نمی‌خواستی که رها بشی پس تا قبل از اینکه رها بشی خودت رهاش کردی می‌دونستی چند وقتی هست که چشمش دنبال کس دیگه است می‌خواستی به روش بیاری مثلاً می‌خواستی چی بگی؟ نمی‌دونستی باید چی بگی هنوزم احساساتت رو یادت نرفته درسته همش پسشون می‌زنی سرکوبشون می‌کنی ولی جفتمون می‌دونیم که هنوزم به یادشی بعضی وقتا حتی میری توی فرودگاه دنبال چمدون سفیدت می‌گردی دنبال زندگیت می‌گردی روزی که فهمیدی، چیزی درونت فرو ریخت درد داشت خسته بودی فکرشم نمی‌کردی پشتت یه روزی خالی بشه ناامید بودی وقتی باهاش آشنا شدی فکر کردی که بالاخره کسیو پیدا کردی که با بقیه فرق داره و حالا مشخص شده بود که اینم یکی از همون جماعته تو الان گم شدی مثل زندگیت هنوزم نمی‌فهمی خودتو باید کجا پیدا کنی https://eitaa.com/joinchat/2226389972Cbe3e4f68d3
تو چشم باز کردی دیدی همان جا نشسته روبروی پنجره کتاب شعر به دست، آرام آرام بیتی را می‌خواند غلط است هر که گوید که به دل ره است دل را دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد چشمانت بسته شد صدای نوار قلب و صدای دکتر: امیدی نیست ولی تو لحظه آخر لبخند زدی درست است که هیچ وقت عاشقی را با او تجربه نکردی اما شنیدن صدای محبتش آن هم در آخرین لحظات بهترین هدیه دنیا برای تو بود آنچه از عشق برایت ماند تصویر او بود که داشت برایت شعر می‌خواند و ارام اشک می ریخت با اشک‌هایش آرام گرفتی و آرام خوابیدی و در دل آرزو کردی کاش جهان دیگری برای ما وجود داشت @TAHEBAGH
تو در خاک خانه‌های ویران دنبال خاطره‌ها می‌گشتی نشانه‌ای یادگاری چیزی برای اثبات از دست دادنش پیدا کردی همان ساعت معروف همان هدیه تولد گفته بودی این ساعتو خریدم تا دیگه دیر نیای حواست باشه گه از این به بعد دیر بیای دیگه نمی‌بخشمت عقربه‌اش هنوز روی ساعت ۷ مانده بود گلی بود خاک آن را جوری در آغوش گرفته بود که در ثانیه اول نشناختی شب سیل شب جدایی همان ۷ شب نحس تو در سکوت خیره ماندی فهمیدی بعضی زمان‌ها هیچ وقت نمی‌گذرند فقط زنده به خاک سپرده می‌شوند @vay_oo
بوی رنگ بوم سفید و قلموها همه یادآور او هستند او عاشق تو بود تو را می‌پرستید وقتی گفتن: نمی‌شود همین کم بود این پسره یه لا قبا شده خواستگار دختر ما! زانوی غم بغل گرفتی و یه گوشه نشستی درست است که او دیگر رفته است اصرار هم حدی دارد او حدش را هم رد کرد اما دیگر تسلیم شد تسلیم سرنوشت هنوز نقاشی‌هایش را از چهره‌ات داری و جمله معروفش توی گوشت است عشق با هنر تفسیر می‌شود او یک عاشق واقعی بود عاشقی که دیگر مانندش را ندیدی و هیچکس هم نتوانست جای آن عشق را در دلت پر کند https://eitaa.com/giahZende
تموم شد صلواتی محمدی پسند بفرستید
حالا من نمیخواستم بگم ولی اینا در اصل داستان زندگی موازی شماست بچه ها