eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی از کیون بودنش میگم🙂🧡✨ 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
💜 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
فن های ماکان اینجورین که: یکی بهشون میگه رهام/امیر تخس نیست یه عکس میارن که رهام/امیر تخسن وقتی میگن رهام/امیر کیوت نیس یه عکس میارن رهام/امیر کیوتن😊🤝🏼 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
پیمان (مربی رهام) 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
جهت اطلاع رسانی: موهای رهامِ هادیان سفید شده است. 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
بچه ها من دارم میرم مدرسه برگشتم بعد از ظهر دو پارت رمان رو میزارم🙂🍃 فعلا خدافز👨🏿‍🦯
دایرکتم به آقای جلالی👨🏿‍🦯 امیدوارم به یجاییش حساب کنه و رهامیر رو بیاره قم:))🗿 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
بریم واسه پارت?!🥺
به نام خدا✍🏼✨ "رمان ²⁷ فروردین" رهامیر از روی سن رفتن و بقیه هم مشغول جمع کردن ساز هاشون بودن مائده: خب، خب رایان خان بریم? رایان: یا امام رضا یا پیغمبر کجا بریم? مائده: یجای خوب😂😔 رایان: نه من نمیام راحتم پرنیا: برو بابا بریم غذا بخوریم جدی گرفتیا😂🙂 رایان: اها اون اوکیه بریم، فک کردم یجت دیگه رو میگه مائده: نه بابا من پاکم نماز میخونم رایان: عه چه تفاهمی منم نماز صبح هام غذا نمیشه پرنیا: بریییم من گرسنمهههه مائده تو میدونی من گرسنم شه جنای صگیم میاد مائده: اوه اوه رایان اوضاع داره خیط میشه بیا بریم رایان: باشه بریم، شما بیاین بالا از این پشت بریم رفتیم غذا خوردیم و داشتیم برمیگشتیم رایان: من میرم آماده شم شمام میاین? مائده: نمیدونم رایان: پس میاین، بریم رفتیم توی همون سالن و همون اتاق که دیشب رفته بودیم رهامیر رو دیدیم که امیر آماده شده بود و رهام هنوز نشسته بود پشت میز و مسعود در حال درست کردن موهاش بود مائده: به به مسعود خان، یعنی مسعود جان😂 مسعود: سلام😂 پرنیا:خوبی مسوتییییی مسعود: خوبم، می‌بینید دیگه وضعیتمو در حال درست کردن موهای راپونزلم😂🙂 مائده: یجوری میگی انگار میخوای برا اون شنیون بزنی همیشه می‌میبافی دیگه مسعود: نمیدونی کهه بافیدن چقد سخته مائده: میخوای من ببافم تا بهت نشون بدم سخت نیست? رهام: نه، نه مسعود قبول کن دیگه سخت نیست الان دست نامحرم به موهام میخوره😂🙂 مسعود:😂 مائده: من جای خاعرتم کجا نامحرمم😐 پرنیا: منمممم رهام: باشه نیستین😐😂 منو پرنیا: افرین مائده: خب الان ببافم?😂 رهام: نههههه😂😐 مائده: باشه بابا شوخی کردم، رایان میدونه دیگه نماز صبح میخونم رایان: آره منو مائده و پرنیا نماز صبح و جماعت می‌خونیم امیر: خب به منو رهامم بگین بیایم باهم بخونیم منو رهام تنهایی می‌خونیم رایان: باشه از امشب میگن بهتون مسعود: رهام پاشو تموم شد رهام در حال ديدن موهاش و پاشدن از رو صندلی: مرسی متفاوت تر از همیشه 😂 پرنیا: آره این سری خیلی فرق داره نگا اینجای بافتتو تغییر داده😐😂 مسعود: خب چیکار کنم ایده دیگه ای برا موهای رهام دارین بگین یجور دیگه درست کنم مائده: نه خوبه همینجوری خوبه رهام: خب من برم لباسامو عوض کنم