eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
"رمان کنسرت" فصل² پرنیا از خنده پاره شده بودیم و مسعود و امیر داشتن همو میزدن از شدت خندهه امیر دوباره تافت و چرخوند افتاد ب خودشو رهام رهام: یا پیغمبر امیر داداش آرامش خودتو حفظ کناا امیر: خیالت راحتتتت جرعت یا حقیقت؟ رهام: جرعت امیر: یه چک ب پرنیا بزن رهام با یه حالت پوکر: به پرنیا؟ امیر: اره🤣 رایان: خوبیییی پرییییی جوووووون؟ من: ها من گناه دارم بی ادببب امیر: دلم سوخت رهام یواش بزن رهام دستشو اورد سمت صورتم که در زده شد و یه بادیگارد اومد داخل و گفت بادیگار:اقای بابازاده با گروهشون برای مصاحبه تشریف اوردن برید بک استیج امیر: عهههه تازه قسمت جالب بازی بود رایان: میخاستم دلم خنک شههه من: چقد محبوبم واقعا😐 رهام: بهتر اصن چک نمیخوری پاشدیم که دیگه بریم.. تموم شد خیلی زود تموم شد امیر: دیگه وقت خداحافظیه رایان: بغضی شدمممم مائده: کنارتون بیشتر از اون چیزی که فکرشو میمردم خوض گذشت کاش دوباره از این دیدار ها اتفاق بیفته امیر: میفته حتمااا میفته منتظر خبرای خوب باشید رهام: اره اره حواستون باشه یهو سوپرایز میشید مسعود: چخبره؟ رهام: میگم بهت حالا من: مرسی دیگه شدیم غریبه مائده: غریبه بودیم داداش امیر: نههه غریبه نیستین خیلی ام راحتیم باهاتون ولی خب فعلا ندونید بهتره خبر میدیم من: اوکی من: خداحافظ قشنگ ترینها:) امیر: خدافظ بچه پرو🙂😂 رهام: خدافظ مهربون:) مسعود: خدافظ ابجی خرشانسه رایان: خدافظ پری وحشی🥰😂 مائده: خداحافظ امیدوارم بازم ببینمتونن:) امیر: خدافظ زیبا✨ رهام: خدافظ مهربون:) مسعود: خدافظ ابجی بی ادبه🤣 رایان: خدافظ ماهی ژون از اتاق بیرون رفتیم و سمت آسانسور رفتیم. سوار شدیم و دکمه هم کف رو زدیم در باز شد و بیرون رفتیم مامان و بابامو اونسر دیدم منتظرمون رفتیم سمتشون و سوار ماشین شدیم یکم صحبت کردیم باهاشون و سمت قم راه افتادیم...
تازه منتشر شده از رهامیر 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
امیر 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
واییی استایل رهااامممم🥺🥺 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649